| قسمت سوم فعل | sentinelled |
| جمع | sentinels |
stand sentinel
حراست از سنگر
soldiers stood sentinel with their muskets.
سربازان با تفنگهایشان منتظر بودند.
The sentinel was stationed on a hill.
نگهبان در یک تپه مستقر بود.
The lone sentinel walked toward his post.
نگهبان تنها به سمت پست خود راه رفت.
a tall round tower standing sentinel over the river.
یک برج بلند و گرد که بر فراز رودخانه نگهبانی میکرد.
For years we were content to stand sentinel over this Megalithic site and we bore our burden with honor.
سالها ما راضی بودیم که بر این سایت مهگالیتی نگهبان باشیم و بار خود را با افتخار تحمل میکردیم.
CLICK HERE to watch as a Journal Sentinel videographer rides along with a county snowplow operator.
برای تماشای ویدیوگرافی ژورنال سنتینل که با اپراتور برفروب شهرستان همراه است، اینجا کلیک کنید.
stand sentinel
حراست از سنگر
soldiers stood sentinel with their muskets.
سربازان با تفنگهایشان منتظر بودند.
The sentinel was stationed on a hill.
نگهبان در یک تپه مستقر بود.
The lone sentinel walked toward his post.
نگهبان تنها به سمت پست خود راه رفت.
a tall round tower standing sentinel over the river.
یک برج بلند و گرد که بر فراز رودخانه نگهبانی میکرد.
For years we were content to stand sentinel over this Megalithic site and we bore our burden with honor.
سالها ما راضی بودیم که بر این سایت مهگالیتی نگهبان باشیم و بار خود را با افتخار تحمل میکردیم.
CLICK HERE to watch as a Journal Sentinel videographer rides along with a county snowplow operator.
برای تماشای ویدیوگرافی ژورنال سنتینل که با اپراتور برفروب شهرستان همراه است، اینجا کلیک کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید