watchman

[ایالات متحده]/'wɒtʃmən/
[بریتانیا]/'wɑtʃmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگهبان؛ شخصی که مراقبت می‌کند.
Word Forms
جمعwatchmen

عبارات و ترکیب‌ها

night watchman

نگهبان شب

جملات نمونه

The watchman patrolled the building every hour.

نگهبان هر ساعت ساختمان را گشت می‌زد.

The watchman noticed a suspicious figure lurking around the corner.

نگهبان متوجه یک شخص مشکوک در حال کمین کردن در گوشه شد.

The watchman's job is to ensure the safety of the premises.

وظیفه نگهبان اطمینان از ایمنی محل است.

The watchman sounded the alarm when he saw smoke coming from the kitchen.

وقتی نگهبان دود را از آشپزخانه دید، آژیر را به صدا درآورد.

The watchman carries a flashlight and a walkie-talkie for his night shifts.

نگهبان برای شیفت‌های شبانه خود یک چراغ قوه و یک وکی‌تکی دارد.

The watchman is responsible for locking up the facility at the end of the day.

نگهبان مسئول قفل کردن محل در پایان روز است.

The watchman's keen eyesight helped him spot the intruder trying to enter the premises.

چشم تیز نگهبان به او کمک کرد تا متوجه متجاوزی که سعی در ورود به محل داشت شود.

The watchman's dog is trained to assist him in his duties.

سگ نگهبان برای کمک به او در انجام وظایفش آموزش دیده است.

The watchman's uniform includes a badge and a cap.

این لباس نگهبان شامل نشان و کلاهی است.

The watchman greeted everyone who entered the building with a friendly smile.

نگهبان با خوشحالی با همه کسانی که وارد ساختمان شدند خوش و بشو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید