serenading

[ایالات متحده]/ˌsɛrəˈneɪdɪŋ/
[بریتانیا]/ˌsɛrəˈneɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل آواز خواندن یا نواختن موسیقی برای کسی، به ویژه بیرون از پنجره او
n. شخصی که سرناد می‌خواند

عبارات و ترکیب‌ها

serenading you

آواز خواندن برای شما

serenading her

آواز خواندن برای او

serenading him

آواز خواندن برایش

serenading lovers

آواز خواندن برای عاشقان

serenading under stars

آواز خواندن زیر ستارگان

serenading at night

آواز خواندن در شب

serenading with guitar

آواز خواندن با گیتار

serenading in park

آواز خواندن در پارک

serenading a crowd

آواز خواندن برای جمعیت

serenading for fun

آواز خواندن برای تفریح

جملات نمونه

he was serenading her under the stars.

او داشت او را زیر ستارگان نوازش می‌کرد.

the musician spent the evening serenading the crowd.

موسیقی‌دان تمام شب را به نوازش جمعیت گذراند.

she loved being serenaded on her birthday.

او عاشق نوازش شدن در روز تولدش بود.

they were serenading each other with love songs.

آنها با آهنگ‌های عاشقانه به یکدیگر نوازش می‌کردند.

the couple enjoyed serenading one another in the park.

آن زوج از نوازش یکدیگر در پارک لذت بردند.

he surprised her by serenading her with a guitar.

او با نوازش کردن او با گیتار، او را غافلگیر کرد.

serenading is a romantic gesture in many cultures.

نوازش یک حرکت عاشقانه در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

the idea of serenading someone is quite charming.

ایده نوازش کردن کسی بسیار دلربا است.

he spent hours serenading her with his sweet voice.

او ساعت‌ها با صدای دلنشینش او را نوازش کرد.

she felt special when he was serenading her.

وقتی او نوازش می‌کرد، او احساس خاص بودن می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید