sermons

[ایالات متحده]/ˈsɜːmənz/
[بریتانیا]/ˈsɜrmənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع موعظه؛ گفتار دینی؛ سخنرانی طولانی درباره اخلاق

عبارات و ترکیب‌ها

short sermons

خطبه‌های کوتاه

weekly sermons

خطبه‌های هفتگی

powerful sermons

خطبه‌های قدرتمند

inspiring sermons

خطبه‌های الهام‌بخش

pastoral sermons

خطبه‌های شبانه‌گاهی

famous sermons

خطبه‌های مشهور

sunday sermons

خطبه‌های یکشنبه

daily sermons

خطبه‌های روزانه

scriptural sermons

خطبه‌های باستانی

motivational sermons

خطبه‌های انگیزشی

جملات نمونه

the pastor delivered powerful sermons every sunday.

کشیش هر یکشنبه سخنرانی‌های قدرتمندی ارائه می‌داد.

many people find comfort in the sermons of their faith.

بسیاری از مردم در سخنرانی‌های ایمان خود آرامش می‌یابند.

she often reflects on the sermons she heard as a child.

او اغلب به سخنرانی‌هایی که در کودکی شنیده بود فکر می‌کند.

the sermons focused on themes of forgiveness and love.

این سخنرانی‌ها بر موضوعات بخشش و عشق متمرکز بودند.

he enjoys listening to online sermons during his commute.

او از گوش دادن به سخنرانی‌های آنلاین در طول رفت و برگشت از محل کار لذت می‌برد.

her sermons inspire many to lead a better life.

سخنرانی‌های او الهام‌بخش بسیاری برای داشتن یک زندگی بهتر است.

they discussed the impact of modern sermons on society.

آنها تأثیر سخنرانی‌های مدرن بر جامعه را مورد بحث قرار دادند.

attending sermons can strengthen one’s spiritual beliefs.

شرکت در سخنرانی‌ها می‌تواند باورهای معنوی یک فرد را تقویت کند.

his sermons often include personal stories and anecdotes.

سخنرانی‌های او اغلب شامل داستان‌ها و حکایت‌های شخصی است.

she takes notes during sermons to remember key points.

او برای به خاطر سپردن نکات کلیدی در طول سخنرانی‌ها یادداشت می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید