severer

[ایالات متحده]/sɪˈvɪə.rə/
[بریتانیا]/sɪˈvɪr.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مقایسه‌ای از شدید; سخت‌تر یا خشن‌تر; دشوار یا چالش‌برانگیز; دقیق یا درست; به شدت بد یا شدید

عبارات و ترکیب‌ها

severer punishment

مجازات شدیدتر

severer measures

اقدامات شدیدتر

severer consequences

عواقب شدیدتر

severer restrictions

محدودیت‌های شدیدتر

severer conditions

شرایط شدیدتر

severer penalties

جریمه‌های شدیدتر

severer criticism

انتقادات شدیدتر

severer standards

استانداردهای شدیدتر

severer tests

آزمون‌های شدیدتر

severer climates

اقلیم‌های شدیدتر

جملات نمونه

the consequences of the decision were severer than anticipated.

پیامدهای تصمیم از آنچه پیش‌بینی شده بود، شدیدتر بود.

she faced severer criticism than her colleagues.

او انتقادهای شدیدتری نسبت به همکارانش دریافت کرد.

the weather became severer as the storm approached.

با نزدیک شدن طوفان، هوا شدیدتر شد.

his severer punishment was unexpected.

مجازات شدیدتر او غیرمنتظره بود.

in times of crisis, the rules can become severer.

در زمان بحران، قوانین می‌توانند شدیدتر شوند.

the severer measures were necessary to ensure safety.

برای اطمینان از ایمنی، اقدامات شدیدتر ضروری بود.

her severer tone indicated her displeasure.

لحن شدیدتر او نشان‌دهنده نارضایتی او بود.

the severer the competition, the harder we must work.

هرچه رقابت شدیدتر باشد، باید بیشتر تلاش کنیم.

the severer the consequences, the more cautious we should be.

هرچه عواقب شدیدتر باشد، باید بیشتر محتاط باشیم.

he received severer treatment due to his repeated offenses.

به دلیل تخلفات مکررش، او با رفتار شدیدتری مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید