stricter

[ایالات متحده]/[ˈstrɪktə]/
[بریتانیا]/[ˈstrɪktər]/

ترجمه

adj. سختگیرانه‌تر؛ دقیق‌تر؛ شدیدتر؛ требовательнее.
adv. به شیوه‌ای سختگیرانه‌تر.

عبارات و ترکیب‌ها

stricter rules

قوانین سخت‌گیرانه‌تر

much stricter

بسیار سخت‌گیرانه‌تر

becoming stricter

در حال سخت‌گیرانه‌تر شدن

stricter enforcement

اجرای سخت‌گیرانه‌تر

stricter guidelines

دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه‌تر

stricter controls

کنترل‌های سخت‌گیرانه‌تر

stricter policies

سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر

stricter measures

اقدامات سخت‌گیرانه‌تر

stricter standards

استانداردهای سخت‌گیرانه‌تر

far stricter

بسیار بسیار سخت‌گیرانه‌تر

جملات نمونه

the new regulations are much stricter than the old ones.

قوانین جدید بسیار سخت‌گیرانه‌تر از قوانین قبلی هستند.

parents are becoming stricter with their children's screen time.

والدین در مورد زمان استفاده کودکانشان از صفحه‌نمایش سخت‌گیرانه‌تر شده‌اند.

the security checks at the airport are now stricter.

کنترل‌های امنیتی در فرودگاه اکنون سخت‌گیرانه‌تر هستند.

we need stricter laws to protect the environment.

ما به قوانینی سخت‌گیرانه‌تر برای محافظت از محیط زیست نیاز داریم.

the company has a stricter dress code now.

شرکت اکنون قوانین سخت‌گیرانه‌تری برای لباس دارد.

the teacher was stricter with homework assignments.

معلم در مورد تکالیف سخت‌گیرانه‌تر بود.

the immigration policies have become stricter recently.

سیاست‌های مهاجرتی اخیراً سخت‌گیرانه‌تر شده‌اند.

the licensing requirements are getting stricter.

الزامات صدور مجوزها در حال سخت‌گیرانه‌تر شدن است.

the judge handed down a stricter sentence.

قاضی حکم سخت‌گیرانه‌تری صادر کرد.

the rules for the competition were stricter this year.

قوانین مسابقه امسال سخت‌گیرانه‌تر بودند.

the bank has stricter lending criteria.

بانک معیارهای وام‌دهی سخت‌گیرانه‌تری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید