shaft

[ایالات متحده]/ʃɑːft/
[بریتانیا]/ʃæft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت یا بخشی بلند و باریک که دسته یک ابزار یا سلاح را تشکیل می‌دهد و اغلب از فلز یا چوب ساخته می‌شود

n. یک مسیر عمودی که یک آسانسور یا پله را در خود جای داده است

n. یک کانال یا مجرای بلند و باریک برای انتقال چیزی

n. یک خط مستقیم از نور یا تابش

vt. به طرز خشن یا ناعادلانه‌ای رفتار کردن؛ فریب دادن
Word Forms
زمان گذشتهshafted
قسمت سوم فعلshafted
جمعshafts
صفت یا فعل حال استمراریshafting
شکل سوم شخص مفردshafts

عبارات و ترکیب‌ها

drive shaft

ورود محور

propeller shaft

تنه پروانه

gear shaft

ورودی دنده

main shaft

محور اصلی

vertical shaft

محور عمودی

shaft wall

دیوار محوری

shaft furnace

اجاق شفت

shaft lining

آستر ساق

output shaft

شفت خروجی

inclined shaft

شیب‌دار

transmission shaft

محور انتقال

shaft kiln

کوره شفت

shaft seal

عایق میل لنگ

auxiliary shaft

میل‌گرد کمکی

rotating shaft

محور گردان

pile shaft

شفت توده

crank shaft

ورنه

shaft coupling

کوپلینگ شفت

air shaft

محور هوا

driving shaft

میل رانندگی

shaft sinking

غرق شدن محوری

جملات نمونه

the shaft of a feather.

ساقه یک پر

a shaft of sunlight.

یک شاخه نور خورشید

a shaft of inspiration.

یک شاخه الهام

the shaft of an arrow

ساقه یک تیر

the shaft of a golf club.

میله چوب گلف.

This is the shaft of a steam engine.

این شاخه یک موتور بخار است.

shaft a boat through a tunnel

یک قایق را از طریق یک تونل به حرکت درآورید

crank shaft impulse neutralizer

خنثی‌کننده ضربه میل‌گرد

Unbolt the shaft coupling bolts.

پیچ‌های کوپلینگ شفت را باز کنید.

got a shafting when they bought that house.

هنگام خرید آن خانه، مورد سوء استفاده قرار گرفتند.

bars of sunlight shafting through the broken windows.

نوارهایی از نور خورشید که از پنجره‌های شکسته عبور می‌کنند.

shafts of wood flighted with a handful of feathers.

تیرهای چوبی که با یک مشت پر پر شده اند.

he directs his shafts against her.

او تیرهای خود را به سمت او نشانه می گیرد.

brilliant sunshine shafted through the skylight.

نور خورشید درخشان از دریچه سقفی عبور کرد.

Claudia felt a shaft of pain shoot through her chest.

کلودیا احساس کرد یک شاخه درد از سینه اش عبور کرد.

Unclamp the shaft from the vise and slide off the top bearing.

ساقه را از گیره باز کنید و از روی بلبرینگ بالایی جدا کنید.

With the balance shaft, improved vibratility.

با میل تعادل، کاهش ارتعاش.

نمونه‌های واقعی

These deep holes are called pit shafts.

این سوراخ‌های عمیق به نام‌های حفره‌های چاهی شناخته می‌شوند.

منبع: British Students' Science Reader

Our only chance of escape just got the shaft!

تنها شانس ما برای فرار دچار مشکل شد!

منبع: Lost Girl Season 2

What is this? This is a shaft off Internal Affairs?

این چیست؟ این یک مورد از اداره داخلی است؟

منبع: Go blank axis version

But this cracked drive shaft brings me great pain.

اما این میل‌لنگ شکسته باعث درد زیادی می‌شود.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

The crank shaft rotates, the crank shaft goes to the transmission.

میل‌لنگ می‌چرخد، میل‌لنگ به سمت گیرنده می‌رود.

منبع: Connection Magazine

" Aye, that's so. Go on and loose your shafts, then" .

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

But then they dropped you down that elevator shaft.

اما بعد آن‌ها شما را به داخل محفظه آسانسور انداختند.

منبع: Friends Season 3

A simultaneous blizzard and a shaft of sickly sun.

یک طوفان برفی همزمان و یک پرتو آفتاب رنگ‌پریده.

منبع: The Power of Art - Joseph Mallord William Turner

The Dwarf watched her keenly as she drew the shaft to her ear.

دِوَرگ با دقت به او نگاه کرد وقتی او سر را به گوش خود نزدیک کرد.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Check the elevator shaft, check every vent, check the basement.

محفظه آسانسور را بررسی کنید، هر دریچه را بررسی کنید، زیرزمین را بررسی کنید.

منبع: Go blank axis version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید