shafting

[ایالات متحده]/ˈʃɑːftɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃæftɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستم شفت; مواد شفت; فریب (زبان عامیانه آمریکایی); بی‌توجهی، رد (زبان عامیانه آمریکایی); رابطه جنسی (زبان عامیانه)

عبارات و ترکیب‌ها

shafting someone

برداشتن کسی

shafting deal

معامله‌گری

shafting scheme

طرح

shafting policy

سیاست

shafting tactic

تاکتیک

shafting practice

تمرین

shafting action

اقدام

shafting method

روش

shafting move

حرکت

shafting approach

رویکرد

جملات نمونه

he felt shafted when he was passed over for the promotion.

او احساس کرد که هنگام نادیده گرفته شدن برای ترفیع، مورد تبعیض قرار گرفته است.

she accused her colleague of shafting her on the project.

او همکارش را به خاطر کنار گذاشتن او در پروژه متهم کرد.

the company was shafting its employees by cutting their benefits.

شرکت با کاهش مزایای آنها، کارکنان خود را مورد تبعیض قرار می داد.

he realized he was being shafted in the deal.

او متوجه شد که در این معامله مورد تبعیض قرار گرفته است.

many workers feel shafted by the new policies.

بسیاری از کارگران احساس می کنند که سیاست های جدید آنها را مورد تبعیض قرار می دهد.

she was tired of being shafted by her friends.

او از اینکه دوستانش او را کنار می گذاشتند خسته شده بود.

he warned his team not to shaft each other during negotiations.

او به تیم خود هشدار داد که در طول مذاکرات یکدیگر را کنار نگذارند.

the manager was accused of shafting the interns.

مدیر متهم به کنار گذاشتن کارآموزان شد.

they felt shafted after the unexpected layoffs.

آنها پس از اخراج غیرمنتظره احساس کردند که مورد تبعیض قرار گرفته اند.

don't shaft your teammates; work together for success.

هم تیمی های خود را کنار نگذارید؛ برای موفقیت با هم کار کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید