shanghaiing sailors
قاچاق ملوانان
shanghaiing crew
قاچاق خدمه
shanghaiing practices
روشهای قاچاق
shanghaiing tactics
تاکتیکهای قاچاق
shanghaiing methods
روشهای قاچاق
shanghaiing schemes
طرحهای قاچاق
shanghaiing operations
عملیات قاچاق
shanghaiing incidents
حوادث قاچاق
shanghaiing stories
داستانهای قاچاق
shanghaiing history
تاریخچه قاچاق
he was accused of shanghaiing sailors for his ship.
او به اتهام آدمربایی و انتقال دریانوردان به کشتی خود متهم شد.
they used deceptive tactics for shanghaiing unsuspecting victims.
آنها از تاکتیکهای فریبنده برای آدمربایی و انتقال قربانیان بیاحتیاط استفاده میکردند.
shanghaiing was a common practice in the port cities.
آدمربایی و انتقال یک عمل رایج در شهرهای بندری بود.
many stories describe the dangers of shanghaiing in the 19th century.
داستانهای زیادی خطرات آدمربایی و انتقال را در قرن نوزدهم توصیف میکنند.
he narrowly escaped being shanghaied by a ruthless crew.
او به طرز خطرناکی از آدمربایی و انتقال توسط خدمهای بیرحم جان سالم به در برد.
shanghaiing often involved drugging the victims.
آدمربایی و انتقال اغلب شامل دادن دارو به قربانیان میشد.
the novel depicted the grim reality of shanghaiing.
رمان واقعیت تلخ آدمربایی و انتقال را به تصویر کشید.
he learned about the history of shanghaiing in maritime law class.
او در کلاس حقوق دریایی در مورد تاریخچه آدمربایی و انتقال یاد گرفت.
some sailors were shanghaied and never returned home.
برخی از دریانوردان آدمربایی و منتقل شدند و هرگز به خانه بازنگشتند.
the term shanghaiing originated from the city of shanghai.
اصطلاح آدمربایی و انتقال از شهر شانگهای ریشه میگیرد.
shanghaiing sailors
قاچاق ملوانان
shanghaiing crew
قاچاق خدمه
shanghaiing practices
روشهای قاچاق
shanghaiing tactics
تاکتیکهای قاچاق
shanghaiing methods
روشهای قاچاق
shanghaiing schemes
طرحهای قاچاق
shanghaiing operations
عملیات قاچاق
shanghaiing incidents
حوادث قاچاق
shanghaiing stories
داستانهای قاچاق
shanghaiing history
تاریخچه قاچاق
he was accused of shanghaiing sailors for his ship.
او به اتهام آدمربایی و انتقال دریانوردان به کشتی خود متهم شد.
they used deceptive tactics for shanghaiing unsuspecting victims.
آنها از تاکتیکهای فریبنده برای آدمربایی و انتقال قربانیان بیاحتیاط استفاده میکردند.
shanghaiing was a common practice in the port cities.
آدمربایی و انتقال یک عمل رایج در شهرهای بندری بود.
many stories describe the dangers of shanghaiing in the 19th century.
داستانهای زیادی خطرات آدمربایی و انتقال را در قرن نوزدهم توصیف میکنند.
he narrowly escaped being shanghaied by a ruthless crew.
او به طرز خطرناکی از آدمربایی و انتقال توسط خدمهای بیرحم جان سالم به در برد.
shanghaiing often involved drugging the victims.
آدمربایی و انتقال اغلب شامل دادن دارو به قربانیان میشد.
the novel depicted the grim reality of shanghaiing.
رمان واقعیت تلخ آدمربایی و انتقال را به تصویر کشید.
he learned about the history of shanghaiing in maritime law class.
او در کلاس حقوق دریایی در مورد تاریخچه آدمربایی و انتقال یاد گرفت.
some sailors were shanghaied and never returned home.
برخی از دریانوردان آدمربایی و منتقل شدند و هرگز به خانه بازنگشتند.
the term shanghaiing originated from the city of shanghai.
اصطلاح آدمربایی و انتقال از شهر شانگهای ریشه میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید