shards

[ایالات متحده]/ʃɑːdz/
[بریتانیا]/ʃɑrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع shard) تکه‌های تیز شیشه، فلز یا سایر مواد سخت

عبارات و ترکیب‌ها

glass shards

تکه‌های شیشه

shards of glass

تکه‌های شیشه

shards of ice

تکه‌های یخ

shards of metal

تکه‌های فلز

shards of pottery

تکه‌های سفال

shards of rock

تکه‌های سنگ

shards of memory

تکه‌های خاطره

shards of light

تکه‌های نور

sharp shards

تکه‌های تیز

shattered shards

تکه‌های خرد شده

جملات نمونه

she carefully picked up the glass shards from the floor.

او با دقت تکه‌های شکسته شیشه را از روی زمین برداشت.

the artist created a beautiful mosaic from shards of colored glass.

هنرمند یک موزاییک زیبا از تکه‌های شکسته شیشه رنگی ساخت.

after the accident, there were shards of metal everywhere.

پس از حادثه، تکه‌های فلز در همه جا وجود داشت.

he felt his heart shatter into shards when she left.

وقتی او رفت، او احساس کرد که قلبش به تکه ها تبدیل شد.

shards of ice floated on the surface of the lake.

تکه‌های یخ روی سطح دریاچه شناور بودند.

the detective found shards of evidence that led to the suspect.

مامور پلیس تکه‌هایی از شواهد را که به مظنون اشاره می‌کرد، پیدا کرد.

she wore a necklace made of glass shards.

او یک گردنبند از تکه‌های شکسته شیشه به تن داشت.

the explosion left shards of debris scattered across the area.

انفجار باعث شد تکه‌های آوار در منطقه پراکنده شوند.

he collected the shards of broken pottery for his art project.

او تکه‌های شکسته سفال را برای پروژه هنری خود جمع آوری کرد.

as the storm passed, shards of lightning illuminated the sky.

همانطور که طوفان فروکش می کرد، تکه های رعد و برق آسمان را روشن می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید