shimmery

[ایالات متحده]/ˈʃɪməri/
[بریتانیا]/ˈʃɪməri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمی درخشان

عبارات و ترکیب‌ها

shimmery light

نور درخشان

shimmery fabric

پارچه درخشان

shimmery eyeshadow

سایه چشم براق

shimmery finish

پوشش براق

shimmery water

آب درخشان

shimmery skin

پوست درخشان

shimmery glow

درخشش براق

shimmery dress

لباس براق

shimmery stars

ستاره‌های درخشان

shimmery paint

رنگ براق

جملات نمونه

the lake was shimmery under the moonlight.

دریاچه زیر نور ماه بسیار زیبا و درخشان بود.

she wore a shimmery dress to the party.

او یک لباس براق و درخشان به مهمانی پوشید.

his eyes had a shimmery quality that captivated everyone.

چشمانش حالتی براق و درخشان داشتند که همه را مجذوب خود کرد.

the stars looked shimmery in the clear night sky.

ستاره‌ها در آسمان شب صاف بسیار درخشان به نظر می‌رسیدند.

she added shimmery highlights to her hair for a fresh look.

او برای داشتن ظاهری جدید، هایلایت‌های براق به موهایش اضافه کرد.

he painted the walls in a shimmery shade of blue.

او دیوارها را با رنگ آبی براق نقاشی کرد.

the ocean appeared shimmery as the sun rose.

با طلوع خورشید، اقیانوس براق به نظر می‌رسید.

her shimmery makeup made her stand out at the event.

آرایش براق او باعث شد در این رویداد از دیگران متمایز شود.

they decorated the room with shimmery streamers for the celebration.

آنها اتاق را با روبان‌های براق برای جشن تزئین کردند.

the butterfly had shimmery wings that caught the light.

پروانه‌ها بال‌های براق داشتند که نور را منعکس می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید