shin

[ایالات متحده]/ʃɪn/
[بریتانیا]/ʃɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت جلویی پا بین زانو و مچ پا
vt. بالا رفتن یا به سختی بالا رفتن
vi. بالا رفتن یا به سختی بالا رفتن؛ سریع راه رفتن
Word Forms
قسمت سوم فعلshinned
شکل سوم شخص مفردshins
صفت یا فعل حال استمراریshinning
جمعshins
زمان گذشتهshinned

عبارات و ترکیب‌ها

shin splints

شکستگی استخوان تیبیا

shin guard

محافظت ساق

جملات نمونه

a bald, shining nob

یک سر کچل و براق.

shin oneself against a rock

محکم شدن در برابر سنگ

The moon is shining bright.

ماه با تمام وجود می‌درخشد.

a full moon shining bright.

یک ماه کامل که با تمام وجود می‌درخشد.

She shines as a teacher.

او به عنوان یک معلم می‌درخشد.

The bootblack shines your boots.

کفش‌جوش کفش‌های شما را براق می‌کند.

The moon is shining through the window.

ماه از پنجره می‌درخشد.

The moon was a brightly shining crescent.

ماه یک هلال درخشان بود.

eyes shining with expectation.

چشمان مملو از انتظار می‌درخشند.

Even as the sun was shining brightly,it began to rain.

حتی زمانی که خورشید به شدت می‌تابید، باران شروع شد.

although the sun was shining it wasn't that warm.

اگرچه خورشید می تابید، آنقدر گرم نبود.

shining brasses stood on the mantelpiece.

برنج‌های براق روی شومینه قرار داشتند.

the skin on the shins is often very flaky and dry.

پوست روی ساق پا اغلب بسیار پوسته پوسته و خشک است.

barked my shin on the car door.

من پاشه خود را به در ماشین زدم.

Quickstep allegretto of China , with needfire shining broadness.

رقص سریع و دلپذیر چین، با وسعت شعله آتش.

9.The mysterious, beautiful, charismatic Shin Minah sshi.

9. شین مینا سشی مرموز، زیبا و کاریزماتیک

got a real shiner from stumbling into the door.

واقعاً از برخورد با در کبود شدم.

Football players often wear shin guards.

بازیکنان فوتبال اغلب از محافظ ساق پا استفاده می‌کنند.

The ice will melt when the sun shines on it.

وقتی خورشید به آن بتابد، یخ ذوب می‌شود.

نمونه‌های واقعی

Sorry, you're just cooking beef shin for flavour?

متاسفم، آیا فقط در حال پختن ماهیچه ساق گوساله برای طعم هستید؟

منبع: Gourmet Base

One of these guys has just shinned right up there.

یکی از این افراد درست به آنجا بالا رفته است.

منبع: Human Planet

This bone in the front is your shin.

این استخوان در قسمت جلویی ساق شما است.

منبع: Learn phrases and vocabulary with Vanessa.

It can also pad your shins if they fly forward during an impact.

همچنین می تواند ساق شما را در صورت پرتاب به جلو در هنگام برخورد محافظت کند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

I wore no shoes, but had flaps of the fur round my shins.

من کفش نپوشیده بودم، اما لبه های پوست در اطراف ساق هایم وجود داشت.

منبع: American Elementary School English 5

He shinned excitedly up a tree and looked back.

او با هیجان به درخت بالا رفت و به عقب نگاه کرد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

My shin. - Are you OK? - Yes. Yes.

ساق من. - حالت خوبه؟ - بله. بله.

منبع: The original soundtrack of "The Little Prince" animated movie.

Sonja kicked her father on his shin.

سونیا به ساق پدرش ضربه زد.

منبع: A man named Ove decides to die.

Then below your knee, notice that the K is silent, below your knee is your shin.

سپس زیر زانوی خود، توجه داشته باشید که K تلفظ نمی شود، زیر زانوی شما ساق شما است.

منبع: Learn phrases and vocabulary with Vanessa.

I myself suffer from very severe shin splints.

من خودم دچار درد ساق پا بسیار شدید هستم.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید