shipwrecks

[ایالات متحده]/ˈʃɪprɛks/
[بریتانیا]/ˈʃɪpˌrɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع واژه shipwreck; فاجعه دریایی

عبارات و ترکیب‌ها

famous shipwrecks

غرق شدن کشتی‌های معروف

historic shipwrecks

غرق شدن کشتی‌های تاریخی

exploring shipwrecks

کاوش در غرق شدن کشتی‌ها

shipwrecks discovered

غرق شدن کشتی‌هایی که کشف شده‌اند

underwater shipwrecks

غرق شدن کشتی‌های زیر آب

shipwrecks site

محل غرق شدن کشتی‌ها

diving shipwrecks

غواصی در غرق شدن کشتی‌ها

shipwrecks history

تاریخچه غرق شدن کشتی‌ها

shipwrecks investigation

تحقیقات غرق شدن کشتی‌ها

shipwrecks museum

موزه غرق شدن کشتی‌ها

جملات نمونه

many shipwrecks lie on the ocean floor.

تعداد زیادی از حوادث تلخی در اعماق اقیانوس وجود دارد.

archaeologists study shipwrecks to learn about ancient trade.

باستان‌شناسان حوادث تلخی را مطالعه می‌کنند تا درباره تجارت باستانی اطلاعاتی کسب کنند.

shipwrecks can provide valuable artifacts for museums.

حوادث تلخی می‌توانند آثار باستانی ارزشمندی را برای موزه‌ها فراهم کنند.

some shipwrecks are popular diving spots.

برخی از حوادث تلخی مکان‌های غواصی محبوبی هستند.

shipwrecks often tell stories of maritime disasters.

حوادث تلخی اغلب داستان‌هایی از فجایع دریایی را بازگو می‌کنند.

explorers search for lost shipwrecks in the deep sea.

کاوشگران به دنبال حوادث تلخی گمشده در اعماق دریا می‌گردند.

shipwrecks can be dangerous for navigation.

حوادث تلخی می‌توانند برای ناوبری خطرناک باشند.

documentaries often feature famous shipwrecks.

مستندها اغلب به نمایش حوادث تلخی معروف می‌پردازند.

local legends often arise from historical shipwrecks.

افسانه‌ها اغلب از حوادث تلخی تاریخی پدید می‌آیند.

shipwrecks are a reminder of the power of nature.

حوادث تلخی یادآور قدرت طبیعت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید