shirker

[ایالات متحده]/ˈʃɜː.kər/
[بریتانیا]/ˈʃɜr.kər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از کار یا مسئولیت اجتناب می‌کند؛ فردی که از وظیفه یا تلاش فرار می‌کند؛ شخص تنبل
Word Forms
جمعshirkers

عبارات و ترکیب‌ها

lazy shirker

شیرکرهای تنبل

shirker mentality

نگرش شیرکر

shirker behavior

رفتار شیرکر

shirker attitude

حرفه‌ی شیرکر

shirker culture

فرهنگ شیرکر

shirker image

تصویر شیرکر

shirker profile

پروفایل شیرکر

shirker label

برچسب شیرکر

shirker group

گروه شیرکر

shirker tendency

تمایل شیرکر

جملات نمونه

the shirker avoided all responsibilities at work.

آنکه کار را وا می‌داشت، از تمامی مسئولیت‌ها در محل کار دوری می‌جست.

it's frustrating to deal with a shirker in a team project.

همکاری با یک کار شِرکِر در یک پروژه تیمی، خسته‌کننده است.

many people dislike a shirker who takes advantage of others.

بسیاری از مردم از فردی که از دیگران سوء استفاده می‌کند، خوششان نمی‌آید.

the shirker was reprimanded for not completing tasks.

آنکه کار را وا می‌داشت، به دلیل انجام ندادن وظایف، تذکر داده شد.

being a shirker can damage your reputation at work.

کار شِرکِر بودن می‌تواند به شهرت شما در محل کار آسیب برساند.

shirkers often miss out on promotions.

آنکه کار را وا می‌داشت، اغلب فرصت‌های ارتقا را از دست می‌دهد.

his reputation as a shirker preceded him.

شهرت او به عنوان یک کار شِرکِر، پیش از او بود.

don't be a shirker; take initiative in your tasks.

کار را وا نگذارید؛ در انجام وظایف خود ابتکار عمل به خرج دهید.

shirkers tend to create more work for their colleagues.

آنکه کار را وا می‌داشت، معمولاً برای همکارانش کار بیشتری ایجاد می‌کند.

the manager had to address the issue of shirkers in the team.

مدیر باید به موضوع کار شِرکِرها در تیم رسیدگی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید