shirkers

[ایالات متحده]/[ˈʃɜːkəz]/
[بریتانیا]/[ˈʃɜːrkərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که از انجام وظایف یا مسئولیت‌های خود اجتناب می‌کنند؛ افرادی که تمایلی به کار یا انجام وظایف خود ندارند.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid shirkers

اجتناب از کسانی که کار نمی‌کنند

catch shirkers

گرفتن کسانی که کار نمی‌کنند

punish shirkers

مجازات کسانی که کار نمی‌کنند

identify shirkers

تشخیص کسانی که کار نمی‌کنند

expose shirkers

افشای کسانی که کار نمی‌کنند

dealing with shirkers

رسیدگی به کسانی که کار نمی‌کنند

labeling shirkers

برچسب‌گذاری کسانی که کار نمی‌کنند

stop shirkers

متوقف کردن کسانی که کار نمی‌کنند

target shirkers

هدف قرار دادن کسانی که کار نمی‌کنند

naming shirkers

نام‌گذاری کسانی که کار نمی‌کنند

جملات نمونه

the project manager warned the team against any shirkers trying to avoid their responsibilities.

مدیر پروژه به تیم هشدار داد که از هرگونه فرصت‌طلب یا افرادی که سعی می‌کنند از مسئولیت‌های خود اجتناب کنند، دوری کنند.

we need to identify and address any shirkers within the department to improve productivity.

ما باید هرگونه فرصت‌طلب یا افرادی که در بخش وجود دارند را شناسایی و رسیدگی کنیم تا بهره‌وری را بهبود بخشیم.

he was unfairly labeled a shirker, despite consistently meeting deadlines and exceeding expectations.

او به ناحق به عنوان یک فرصت‌طلب برچسب‌گذاری شد، با وجود اینکه به طور مداوم مهلت‌ها را رعایت می‌کرد و از انتظارات فراتر می‌رفت.

the supervisor suspected several shirkers were taking advantage of the flexible work arrangement.

سرپرست مشکوک بود که چندین فرصت‌طلب از چیدمان انعطاف‌پذیر کاری سوء استفاده می‌کنند.

the company has a zero-tolerance policy for shirkers who fail to contribute their fair share.

شرکت سیاست عدم تحمل صفر را برای فرصت‌طلبی که سهم عادلانه خود را به اشتراک نمی‌گذارند، دارد.

don't be a shirker; pull your weight and contribute to the team's success.

فرصت‌طلب نباشید؛ سهم خود را در موفقیت تیم ایفا کنید.

the investigation revealed several shirkers who were faking illness to avoid work.

تحقیقات نشان داد که چندین فرصت‌طلب برای اجتناب از کار، بیماری را جعل می‌کردند.

the new system aims to discourage shirkers by tracking individual performance closely.

سیستم جدید با ردیابی دقیق عملکرد فردی، هدف خود را منصرف کردن فرصت‌طلبان قرار داده است.

we can't allow shirkers to undermine the efforts of the dedicated team members.

ما نمی‌توانیم اجازه دهیم فرصت‌طلبان تلاش‌های اعضای تیم متعهد را تضعیف کنند.

the manager confronted the shirkers and demanded improved performance and accountability.

مدیر با فرصت‌طلبان روبرو شد و خواستار بهبود عملکرد و پاسخگویی شد.

the reputation of the team suffered due to the presence of several shirkers.

شهرت تیم به دلیل حضور چندین فرصت‌طلب آسیب دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید