short-sleeved shirt
پolo کوتاه دست
short-sleeved dress
پوشاک کوتاه دست
wearing short-sleeved
پوشیدن پوشاک کوتاه دست
short-sleeved top
بال کوتاه دست
short-sleeved blouse
شلوار کوتاه دست
short-sleeved sweater
کشکت کوتاه دست
had short-sleeved
داشتن پوشاک کوتاه دست
short-sleeved polo
پوشاک کوتاه دست
short-sleeved tee
تی شرت کوتاه دست
very short-sleeved
خیلی کوتاه دست
she wore a short-sleeved blouse with jeans.
او یک شلوار جین با بلوز کمآبرو پوشید.
the short-sleeved shirt felt cool in the heat.
کمآبروی کمآبرو در گرما خنک به نظر میرسید.
he preferred short-sleeved polo shirts for summer.
او در تابستان از کمآبروی پولو ترجیح میداد.
the child's short-sleeved dress was adorable.
کمآبروی کودک خیلی زیباست.
i bought a short-sleeved t-shirt at the store.
من یک کمآبروی تیشرت را در فروشگاه خریدم.
the short-sleeved sweater was perfect for layering.
کمآبروی کمآبرو برای لایهبندی کامل بود.
he paired short-sleeved linen with chinos.
او کمآبروی لینن را با شلوار چینو پوشید.
the short-sleeved uniform was standard for staff.
کمآبروی یکنواخت برای کارکنان استاندارد بود.
she chose a short-sleeved top for the beach.
او یک کمآبروی بالا را برای ساحل انتخاب کرد.
the short-sleeved button-down looked professional.
کمآبروی دکمهای حرفهای به نظر میرسید.
a short-sleeved hoodie is great for casual wear.
یک کمآبروی هودی برای پوشش روزمره عالی است.
short-sleeved shirt
پolo کوتاه دست
short-sleeved dress
پوشاک کوتاه دست
wearing short-sleeved
پوشیدن پوشاک کوتاه دست
short-sleeved top
بال کوتاه دست
short-sleeved blouse
شلوار کوتاه دست
short-sleeved sweater
کشکت کوتاه دست
had short-sleeved
داشتن پوشاک کوتاه دست
short-sleeved polo
پوشاک کوتاه دست
short-sleeved tee
تی شرت کوتاه دست
very short-sleeved
خیلی کوتاه دست
she wore a short-sleeved blouse with jeans.
او یک شلوار جین با بلوز کمآبرو پوشید.
the short-sleeved shirt felt cool in the heat.
کمآبروی کمآبرو در گرما خنک به نظر میرسید.
he preferred short-sleeved polo shirts for summer.
او در تابستان از کمآبروی پولو ترجیح میداد.
the child's short-sleeved dress was adorable.
کمآبروی کودک خیلی زیباست.
i bought a short-sleeved t-shirt at the store.
من یک کمآبروی تیشرت را در فروشگاه خریدم.
the short-sleeved sweater was perfect for layering.
کمآبروی کمآبرو برای لایهبندی کامل بود.
he paired short-sleeved linen with chinos.
او کمآبروی لینن را با شلوار چینو پوشید.
the short-sleeved uniform was standard for staff.
کمآبروی یکنواخت برای کارکنان استاندارد بود.
she chose a short-sleeved top for the beach.
او یک کمآبروی بالا را برای ساحل انتخاب کرد.
the short-sleeved button-down looked professional.
کمآبروی دکمهای حرفهای به نظر میرسید.
a short-sleeved hoodie is great for casual wear.
یک کمآبروی هودی برای پوشش روزمره عالی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید