showdown

[ایالات متحده]/'ʃəʊdaʊn/
[بریتانیا]/'ʃodaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواجهه، یک رویارویی یا رقابت قاطع.
Word Forms
جمعshowdowns

عبارات و ترکیب‌ها

ultimate showdown

نبرد نهایی

جملات نمونه

I’d like to avoid a showdown with my boss if I possibly can.

اگر بتوانم، می خواهم از درگیری با رئیسم اجتناب کنم.

a showdown which may lead to his ouster as leader of the Party.

یک رویارویی که ممکن است منجر به خلع او به عنوان رهبر حزب شود.

He was never able to trump up the courage to have a showdown .

او هرگز نتوانست شجاعت کافی برای رویارویی داشته باشد.

The two rivals are gearing up for a showdown in the final match.

دو رقیب برای رویارویی نهایی در مسابقه آخر آماده می شوند.

The showdown between the two leaders resulted in a heated argument.

رویارویی بین دو رهبر منجر به بحثی داغ شد.

The showdown between good and evil is a common theme in many stories.

رویارویی بین خیر و شر یک مضمون رایج در بسیاری از داستان ها است.

The political showdown will determine the future of the country.

رویارویی سیاسی آینده کشور را تعیین خواهد کرد.

The final showdown between the hero and the villain was epic.

رویارویی نهایی بین قهرمان و شرور حماسی بود.

The showdown between the two teams drew a large crowd.

رویارویی بین دو تیم جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.

The showdown at the poker table was intense.

رویارویی در پشت میز پوکر بسیار شدید بود.

The showdown between the detective and the criminal was full of suspense.

رویارویی بین کارآگاه و جنایتکار پر از تعلیق بود.

The showdown between the siblings over the inheritance was bitter.

رویارویی بین خواهر و برادرها بر سر ارثیه تلخ بود.

The ultimate showdown between the two titans of industry will be legendary.

رویارویی نهایی بین دو غول صنعت افسانه ای خواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید