showroom

[ایالات متحده]/'ʃəʊruːm/
[بریتانیا]/'ʃorʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایشگاه؛ اتاق نمونه.
Word Forms
جمعshowrooms

عبارات و ترکیب‌ها

car showroom

نمایشگاه خودرو

furniture showroom

نمایشگاه مبلمان

جملات نمونه

the new model makes its showroom debut in May.

مدل جدید در ماه می در نمایشگاه عرضه خواهد شد.

When we returned to the showroom, we took out a small blue Sundowner truck.

وقتی به نمایشگاه بازگشتیم، یک کامیون کوچک آبی رنگ سنداونر را بیرون آوردیم.

Suzhou Yuyuan Garments CO.,LTD.- Overview of the company and showroom of their product range which includes rompers, overalls T-shirts and variety of children's apparel.

شرکت سوزو یویویوان گرامنتس (Suzhou Yuyuan Garments CO.,LTD.) - نمای کلی شرکت و نمایشگاه محصولات آنها که شامل لباس‌های رومپر، سرهمی، تی‌شرت و انواع پوشاک کودکان است.

The showroom displayed the latest car models.

نمایشگاه جدیدترین مدل‌های خودرو را به نمایش گذاشت.

She visited the showroom to look at the new furniture.

او برای دیدن مبلمان جدید به نمایشگاه رفت.

The showroom was filled with beautiful artwork.

نمایشگاه پر از آثار هنری زیبا بود.

The showroom featured a wide range of electronic gadgets.

نمایشگاه دارای طیف گسترده‌ای از گجت‌های الکترونیکی بود.

Customers flocked to the showroom during the sale.

مشتریان در طول حراج به نمایشگاه هجوم آوردند.

The showroom was well-lit and spacious.

نمایشگاه نورپردازی خوبی داشت و جادار بود.

The showroom had a modern and sleek design.

نمایشگاه دارای طراحی مدرن و شیک بود.

They held a fashion show in the showroom.

آنها یک نمایشگاه مد در نمایشگاه برگزار کردند.

The showroom was a showcase of luxury watches.

نمایشگاه ویترین ساعت‌های لوکس بود.

The showroom is located in the city center.

نمایشگاه در مرکز شهر واقع شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید