exhibition

[ایالات متحده]/ˌeksɪˈbɪʃn/
[بریتانیا]/ˌeksɪˈbɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایش، نمایشگاه، نمایش عمومی، اجرا.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

art exhibition

نمایشگاه هنری

photo exhibition

نمایشگاه عکس

travel exhibition

نمایشگاه سفر

virtual exhibition

نمایشگاه مجازی

online exhibition

نمایشگاه آنلاین

exhibition hall

سالن نمایشگاه

exhibition centre

مرکز نمایشگاه

exhibition area

منطقه نمایشگاه

on exhibition

در حال نمایش

exhibition room

اتاق نمایشگاه

exhibition game

بازی نمایشگاهی

exhibition building

ساختمان نمایشگاهی

exhibition match

مسابقه نمایشگاهی

جملات نمونه

the exhibition will be in November.

نمایشگاه در ماه نوامبر برگزار خواهد شد.

an exhibition of bravery

نمایشی از شجاعت

an exhibition of paintings

نمایشی از نقاشی‌ها

an exhibition of French sculpture.

نمایشی از مجسمه‌سازی فرانسوی.

the exhibition will be ready mañana.

نمایشگاه فردا آماده خواهد بود.

exhibition of children's artwork

نمایش آثار هنری کودکان

The exhibition is open on weekends.

نمایشگاه در آخر هفته ها باز است.

The exhibition will be a big affair.

نمایشگاه یک رویداد بزرگ خواهد بود.

the exhibition put Cubism on the map.

نمایشگاه باعث معرفی كوبيزم شد.

a retrospective exhibition of an artist's work

نمایشی بازگشتی از آثار یک هنرمند.

This exhibition is a mecca for stamp collectors.

این نمایشگاه برای کلکسیونرهای تمبر یک مکان مقدس است.

they held an exhibition in a disused warehouse.

آنها یک نمایشگاه را در یک انبار متروکه برگزار کردند.

a projected exhibition of contemporary art.

نمایشی برنامه‌ریزی‌شده از هنر معاصر.

the exhibition's terminus is 1962.

پایان نمایشگاه در سال 1962 است.

a self-control that prevents the exhibition of emotion

خودکنترالی که از بروز احساسات جلوگیری می کند.

They are coming to the exhibition as my guests.

آنها به عنوان مهمان من به نمایشگاه می آیند.

The exhibition will be opened day and evening.

نمایشگاه در طول روز و عصر افتتاح خواهد شد.

نمونه‌های واقعی

Such nascent efforts were radicalised by two big London exhibitions, in 1910 and 1912.

تلاش‌های نوظهور چنین، با دو نمایشگاه بزرگ در لندن در سال‌های 1910 و 1912، رادیکال شدند.

منبع: The Economist - Arts

Any art student I know would die to have an exhibition here.

هر دانشجو هنری که می‌شناسم، برای داشتن یک نمایشگاه اینجا جان می‌دهد.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

China will host an exhibition of international garment machinery.

چین میزبان یک نمایشگاه از ماشین‌آلات پوشاک بین‌المللی خواهد بود.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

I really love the Broad and LACMA, I think they've got great exhibitions on.

من واقعاً عاشق Broad و LACMA هستم، فکر می‌کنم آنها نمایشگاه‌های فوق العاده‌ای دارند.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

Every week, there is a new exhibition.

هر هفته، یک نمایشگاه جدید وجود دارد.

منبع: BBC Listening January 2015 Collection

I hope you're all enjoying the exhibition. I know that I am.

امیدوارم همه از نمایشگاه لذت ببرید. من می‌دانم که من از آن لذت می‌برم.

منبع: Travel Across America

There's also an exhibition of modern technology.

همچنین یک نمایشگاه از فناوری مدرن وجود دارد.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

Yeah, it's the center of my whole exhibition.

بله، این مرکز کل نمایشگاه من است.

منبع: English little tyrant

On the day of the parade, suffragists assembled to create a powerful exhibition.

در روز رژه، فعالان حقوق رأی زنان گرد هم آمدند تا یک نمایشگاه قدرتمند ایجاد کنند.

منبع: TED-Ed (video version)

Starrs hopes visiting the exhibition will encourage people to act.

استارز امیدوار است بازدید از نمایشگاه مردم را به اقدام تشویق کند.

منبع: VOA Standard English_ Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید