| زمان گذشته | shrivelled |
| شکل سوم شخص مفرد | shrivels |
| صفت یا فعل حال استمراری | shrivelling |
| جمع | shrivels |
| قسمت سوم فعل | shrivelled |
skin shrivel
چروک پوست
My enthusiasm shriveled as the project wore on. Inflation shriveled the buying power of the dollar.
اشتیاق من با طولانی شدن پروژه پژمرده شد. تورم قدرت خرید دلار را کاهش داد.
Get the bulbs into the ground, or they will begin to shrivel.
غلافها را در زمین بکارید، وگرنه پژمرده میشوند.
Leaves die, fall, and shrivel. The heat shriveled the unwatered seedlings.
برگها میمیرند، میافتند و پژمرده میشوند. گرما باعث پژمرده شدن نهالهای آبیاری نشده شد.
But it's the lousy ones that linger in our memory long after their shrinkwrap has shriveled, and that make tech editors cry out, "What have I done to deserve this?
اما این موارد ضعیف هستند که مدت طولانی پس از اینکه بستهبندی پلاستیکی آنها چروکیده است، در خاطره ما باقی میمانند و باعث میشوند ویراستاران فناوری فریاد بزنند: «من چه کردم که مستحق این باشم؟
The flowers will shrivel without water.
گلها بدون آب پژمرده خواهند شد.
Leaves tend to shrivel in extreme heat.
برگها معمولاً در گرمای شدید پژمرده میشوند.
The grapes shriveled on the vine.
انگورها روی تاک پژمرده شدند.
His skin began to shrivel with old age.
پوستش با افزایش سن شروع به چروک و پژمرده شدن کرد.
Neglect can cause relationships to shrivel.
بیتوجهی میتواند باعث پژمرده شدن روابط شود.
The lack of sunlight made the plant shrivel up.
کمبود نور خورشید باعث شد گیاه پژمرده شود.
Her hopes of success began to shrivel as obstacles piled up.
امیدهای او برای موفقیت با افزایش موانع شروع به پژمرده شدن کرد.
The once vibrant town began to shrivel as businesses closed down.
شهر که زمانی پر جنب و جوش بود، با تعطیل شدن کسب و کارها شروع به کوچک و پژمرده شدن کرد.
The lack of funding caused the project to shrivel and eventually be abandoned.
کمبود بودجه باعث شد پروژه پژمرده شود و در نهایت رها شود.
His confidence began to shrivel after receiving constant criticism.
اعتماد به نفس او پس از دریافت انتقادات مداوم شروع به کاهش کرد.
skin shrivel
چروک پوست
My enthusiasm shriveled as the project wore on. Inflation shriveled the buying power of the dollar.
اشتیاق من با طولانی شدن پروژه پژمرده شد. تورم قدرت خرید دلار را کاهش داد.
Get the bulbs into the ground, or they will begin to shrivel.
غلافها را در زمین بکارید، وگرنه پژمرده میشوند.
Leaves die, fall, and shrivel. The heat shriveled the unwatered seedlings.
برگها میمیرند، میافتند و پژمرده میشوند. گرما باعث پژمرده شدن نهالهای آبیاری نشده شد.
But it's the lousy ones that linger in our memory long after their shrinkwrap has shriveled, and that make tech editors cry out, "What have I done to deserve this?
اما این موارد ضعیف هستند که مدت طولانی پس از اینکه بستهبندی پلاستیکی آنها چروکیده است، در خاطره ما باقی میمانند و باعث میشوند ویراستاران فناوری فریاد بزنند: «من چه کردم که مستحق این باشم؟
The flowers will shrivel without water.
گلها بدون آب پژمرده خواهند شد.
Leaves tend to shrivel in extreme heat.
برگها معمولاً در گرمای شدید پژمرده میشوند.
The grapes shriveled on the vine.
انگورها روی تاک پژمرده شدند.
His skin began to shrivel with old age.
پوستش با افزایش سن شروع به چروک و پژمرده شدن کرد.
Neglect can cause relationships to shrivel.
بیتوجهی میتواند باعث پژمرده شدن روابط شود.
The lack of sunlight made the plant shrivel up.
کمبود نور خورشید باعث شد گیاه پژمرده شود.
Her hopes of success began to shrivel as obstacles piled up.
امیدهای او برای موفقیت با افزایش موانع شروع به پژمرده شدن کرد.
The once vibrant town began to shrivel as businesses closed down.
شهر که زمانی پر جنب و جوش بود، با تعطیل شدن کسب و کارها شروع به کوچک و پژمرده شدن کرد.
The lack of funding caused the project to shrivel and eventually be abandoned.
کمبود بودجه باعث شد پروژه پژمرده شود و در نهایت رها شود.
His confidence began to shrivel after receiving constant criticism.
اعتماد به نفس او پس از دریافت انتقادات مداوم شروع به کاهش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید