shucked corn
ذرت شل شده
shucked oysters
خرچنگ دوکیله
shucked clams
میگوهای پوستکنده
shucked peas
نازکنمای پوستکنده
shucked beans
لوبیا پوستکنده
shucked shrimp
میگو پوستکنده
shucked shells
پوستهای جدا شده
shucked nuts
آجیل پوستکنده
shucked fish
ماهی پوستکنده
shucked vegetables
سبزیجات پوستکنده
the chef shucked the oysters before serving them.
سرآشپز صدفها را قبل از سرویس کردن آنها باز کرد.
we enjoyed a delicious meal of shucked corn on the cob.
ما از یک وعده غذایی خوشمزه با ذرت کبابی لذت بردیم.
he shucked the clams quickly for the pasta dish.
او به سرعت صدفها را برای غذای پاستا باز کرد.
after shucking the peas, she added them to the salad.
بعد از باز کردن نخود فرنگیها، آنها را به سالاد اضافه کرد.
they shucked the shrimp for the seafood platter.
آنها میگوها را برای سینی غذاهای دریایی باز کردند.
shucked nuts are often used in baking.
آجیلهای پوستکنده اغلب در پخت و پز استفاده میشوند.
he learned how to shuck corn at a young age.
او در سن جوانی یاد گرفت که چگونه ذرت را باز کند.
shucked beans can be added to soups and stews.
نخود فرنگیهای پوستکنده را میتوان به سوپ و خورش اضافه کرد.
she carefully shucked the fresh peas for dinner.
او با دقت نخود فرنگی تازه را برای شام باز کرد.
at the market, i bought shucked coconut for my dessert.
من در بازار نارگیل پوستکنده برای دسر خودم خریدم.
shucked corn
ذرت شل شده
shucked oysters
خرچنگ دوکیله
shucked clams
میگوهای پوستکنده
shucked peas
نازکنمای پوستکنده
shucked beans
لوبیا پوستکنده
shucked shrimp
میگو پوستکنده
shucked shells
پوستهای جدا شده
shucked nuts
آجیل پوستکنده
shucked fish
ماهی پوستکنده
shucked vegetables
سبزیجات پوستکنده
the chef shucked the oysters before serving them.
سرآشپز صدفها را قبل از سرویس کردن آنها باز کرد.
we enjoyed a delicious meal of shucked corn on the cob.
ما از یک وعده غذایی خوشمزه با ذرت کبابی لذت بردیم.
he shucked the clams quickly for the pasta dish.
او به سرعت صدفها را برای غذای پاستا باز کرد.
after shucking the peas, she added them to the salad.
بعد از باز کردن نخود فرنگیها، آنها را به سالاد اضافه کرد.
they shucked the shrimp for the seafood platter.
آنها میگوها را برای سینی غذاهای دریایی باز کردند.
shucked nuts are often used in baking.
آجیلهای پوستکنده اغلب در پخت و پز استفاده میشوند.
he learned how to shuck corn at a young age.
او در سن جوانی یاد گرفت که چگونه ذرت را باز کند.
shucked beans can be added to soups and stews.
نخود فرنگیهای پوستکنده را میتوان به سوپ و خورش اضافه کرد.
she carefully shucked the fresh peas for dinner.
او با دقت نخود فرنگی تازه را برای شام باز کرد.
at the market, i bought shucked coconut for my dessert.
من در بازار نارگیل پوستکنده برای دسر خودم خریدم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید