shuttered windows
پنجرههای بستهشده
shuttered shop
فروشگاه بستهشده
shuttered doors
درهای بستهشده
shuttered gallery
گالری بستهشده
shuttered business
کسبوکار بستهشده
shuttered factory
کارخانه بستهشده
shuttered theater
تئاتر بستهشده
shuttered cafe
کافه بستهشده
shuttered market
بازار بستهشده
shuttered school
مدارس بستهشده
the store has shuttered its doors for good.
مغازه برای همیشه درهای خود را بست.
after the pandemic, many restaurants shuttered.
پس از همهگیری، بسیاری از رستورانها تعطیل شدند.
the old factory was shuttered years ago.
کارخانه قدیمی سالها پیش تعطیل شده بود.
they shuttered the windows to keep out the noise.
آنها پنجرهها را بستند تا از ورود صدا جلوگیری کنند.
the theater has shuttered due to financial issues.
تئاتر به دلیل مشکلات مالی تعطیل شده است.
he shuttered his business after the losses.
او کسب و کار خود را پس از ضرر و زیانها تعطیل کرد.
during the storm, they shuttered the house.
طی طوفان، آنها خانه را بستند.
the museum was shuttered for renovations.
موزه برای بازسازی تعطیل شد.
many shops shuttered early on christmas eve.
بسیاری از مغازهها در شب کریسمس زودتر تعطیل شدند.
she shuttered her studio to focus on her health.
او استودیو خود را بست تا بر سلامتی خود تمرکز کند.
shuttered windows
پنجرههای بستهشده
shuttered shop
فروشگاه بستهشده
shuttered doors
درهای بستهشده
shuttered gallery
گالری بستهشده
shuttered business
کسبوکار بستهشده
shuttered factory
کارخانه بستهشده
shuttered theater
تئاتر بستهشده
shuttered cafe
کافه بستهشده
shuttered market
بازار بستهشده
shuttered school
مدارس بستهشده
the store has shuttered its doors for good.
مغازه برای همیشه درهای خود را بست.
after the pandemic, many restaurants shuttered.
پس از همهگیری، بسیاری از رستورانها تعطیل شدند.
the old factory was shuttered years ago.
کارخانه قدیمی سالها پیش تعطیل شده بود.
they shuttered the windows to keep out the noise.
آنها پنجرهها را بستند تا از ورود صدا جلوگیری کنند.
the theater has shuttered due to financial issues.
تئاتر به دلیل مشکلات مالی تعطیل شده است.
he shuttered his business after the losses.
او کسب و کار خود را پس از ضرر و زیانها تعطیل کرد.
during the storm, they shuttered the house.
طی طوفان، آنها خانه را بستند.
the museum was shuttered for renovations.
موزه برای بازسازی تعطیل شد.
many shops shuttered early on christmas eve.
بسیاری از مغازهها در شب کریسمس زودتر تعطیل شدند.
she shuttered her studio to focus on her health.
او استودیو خود را بست تا بر سلامتی خود تمرکز کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید