shuttered

[ایالات متحده]/ˈʃʌtəd/
[بریتانیا]/ˈʃʌtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسته با پرده‌ها; مجهز به پرده‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

shuttered windows

پنجره‌های بسته‌شده

shuttered shop

فروشگاه بسته‌شده

shuttered doors

درهای بسته‌شده

shuttered gallery

گالری بسته‌شده

shuttered business

کسب‌وکار بسته‌شده

shuttered factory

کارخانه بسته‌شده

shuttered theater

تئاتر بسته‌شده

shuttered cafe

کافه بسته‌شده

shuttered market

بازار بسته‌شده

shuttered school

مدارس بسته‌شده

جملات نمونه

the store has shuttered its doors for good.

مغازه برای همیشه درهای خود را بست.

after the pandemic, many restaurants shuttered.

پس از همه‌گیری، بسیاری از رستوران‌ها تعطیل شدند.

the old factory was shuttered years ago.

کارخانه قدیمی سال‌ها پیش تعطیل شده بود.

they shuttered the windows to keep out the noise.

آنها پنجره‌ها را بستند تا از ورود صدا جلوگیری کنند.

the theater has shuttered due to financial issues.

تئاتر به دلیل مشکلات مالی تعطیل شده است.

he shuttered his business after the losses.

او کسب و کار خود را پس از ضرر و زیان‌ها تعطیل کرد.

during the storm, they shuttered the house.

طی طوفان، آنها خانه را بستند.

the museum was shuttered for renovations.

موزه برای بازسازی تعطیل شد.

many shops shuttered early on christmas eve.

بسیاری از مغازه‌ها در شب کریسمس زودتر تعطیل شدند.

she shuttered her studio to focus on her health.

او استودیو خود را بست تا بر سلامتی خود تمرکز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید