sightseer

[ایالات متحده]/'sait,si:ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گردشگر; بازدیدکننده
Word Forms
جمعsightseers
شکل سوم شخص مفردsightseers

جملات نمونه

There are always sightseers outside Buckingham Palace.

همیشه توریست‌هایی بیرون کاخ باکینگهام هستند.

Curious sightseers rolled up in their hundreds.

توریست‌های کنجکاو به تعداد صد نفر جمع شدند.

The sightseer enjoyed exploring the ancient ruins.

توریست از کاوش در ویرانه‌های باستانی لذت برد.

The sightseer took many photos of the famous landmarks.

توریست عکس‌های زیادی از مکان‌های دیدنی گرفت.

The sightseer marveled at the breathtaking views from the top of the mountain.

توریست در شگفت‌زدگی از مناظر خیره‌کننده از بالای کوه بود.

The sightseer purchased souvenirs from the local market.

توریست سوغاتی از بازار محلی خرید.

The sightseer joined a guided tour of the city.

توریست به یک تور راهنمای شهر پیوست.

The sightseer admired the architecture of the historic buildings.

توریست معماری ساختمان‌های تاریخی را تحسین کرد.

The sightseer sampled traditional cuisine at a local restaurant.

توریست غذاهای سنتی را در یک رستوران محلی امتحان کرد.

The sightseer wandered through the bustling streets of the city.

توریست در خیابان‌های پرجنب‌وجوش شهر قدم زد.

The sightseer booked a sightseeing boat tour along the river.

توریست یک تور قایق‌سواری تفریحی را در امتداد رودخانه رزرو کرد.

The sightseer learned about the history of the region from a knowledgeable guide.

توریست از یک راهنمای آگاه در مورد تاریخ منطقه اطلاعاتی کسب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید