signboard

[ایالات متحده]/'saɪnbɔːd/
[بریتانیا]/'saɪn'bɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تابلو تبلیغاتی; تابلو اعلانات.
Word Forms

جملات نمونه

The signboard outside the shop displayed the opening hours.

تابلو مغازه ساعات کاری را نشان می‌داد.

The restaurant put up a new signboard to attract more customers.

رستوران برای جذب مشتریان بیشتر، یک تابلو جدید نصب کرد.

The signboard on the highway indicated the upcoming exit.

تابلوی کنار بزرگراه خروج بعدی را نشان می‌داد.

She glanced at the signboard to confirm the name of the street.

او به تابلو نگاه کرد تا نام خیابان را تأیید کند.

The old signboard was weathered and barely legible.

تابلوی قدیمی رنگ و رو رفته و به سختی قابل خواندن بود.

The signboard above the entrance was beautifully crafted.

تابلوی بالای ورودی به زیبایی ساخته شده بود.

The signboard was illuminated with bright lights at night.

تابلو در شب با نورهای روشن روشن می‌شد.

The signboard for the event was colorful and eye-catching.

تابلوی مربوط به رویداد رنگارنگ و جلب توجه بود.

The signboard had detailed instructions written in multiple languages.

تابلو شامل دستورالعمل‌های دقیق به زبان‌های متعدد بود.

He followed the directions on the signboard to find the restroom.

او طبق دستورالعمل‌های روی تابلوی راهنما دستشویی را پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید