silos

[ایالات متحده]/ˈsaɪləʊz/
[بریتانیا]/ˈsaɪloʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سیلو; ساختاری برای ذخیره مواد عمده; محلی برای ذخیره مواد خطرناک زیرزمینی; تأسیسات پرتاب موشک; چاله‌ای برای ذخیره سیلاژ

عبارات و ترکیب‌ها

data silos

ریز داده‌ها

silos mentality

نگرش جزیره‌ای

break down silos

شکستن جزیره‌ها

silos approach

رویکرد جزیره‌ای

information silos

جزیره‌های اطلاعاتی

silos structure

ساختار جزیره‌ای

functional silos

جزیره‌های عملکردی

silos effect

اثر جزیره‌ای

silos strategy

استراتژی جزیره‌ای

organizational silos

جزیره‌های سازمانی

جملات نمونه

we need to break down the silos between departments.

ما باید سدیف‌ها بین دپارتمان‌ها را بشکنیم.

the company operates in silos, which hinders collaboration.

شرکت در سدیف‌ها فعالیت می‌کند که این امر همکاری را مختل می‌کند.

effective communication can help eliminate silos in the workplace.

ارتباط موثر می‌تواند به حذف سدیف‌ها در محل کار کمک کند.

we must encourage teamwork to overcome the silos.

ما باید کار گروهی را برای غلبه بر سدیف‌ها تشویق کنیم.

departments often work in silos, leading to inefficiencies.

دپارتمان‌ها اغلب در سدیف‌ها کار می‌کنند که منجر به ناکارآمدی می‌شود.

breaking down silos can lead to innovative solutions.

شکستن سدیف‌ها می‌تواند منجر به راه‌حل‌های نوآورانه شود.

we need to share information across silos to improve performance.

ما باید اطلاعات را در سراسر سدیف‌ها به اشتراک بگذاریم تا عملکرد را بهبود بخشیم.

leadership plays a crucial role in dismantling silos.

رهبری نقش مهمی در تخریب سدیف‌ها دارد.

collaboration tools can help bridge the silos in our organization.

ابزارهای همکاری می‌توانند به پل زدن سدیف‌ها در سازمان ما کمک کنند.

we should strive to create a culture that discourages silos.

ما باید تلاش کنیم تا فرهنگی ایجاد کنیم که از سدیف‌ها دلسرد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید