bins

[ایالات متحده]/bɪnz/
[بریتانیا]/binz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع bin؛ محفظه‌هایی برای ذخیره‌سازی یا دور انداختن

جملات نمونه

we need to sort the recyclables into different bins.

ما باید مواد قابل بازیافت را در سطل‌های جداگانه تقسیم کنیم.

the kitchen has several bins for composting.

آشپزخانه چندین سطل برای کمپوست دارد.

children should learn to throw trash in the bins.

باید به کودکان آموزش داد که زباله ها را در سطل ها بیاندازند.

bins filled with clothes are ready for donation.

سطل‌های پر از لباس آماده اهدا هستند.

we placed bins around the park for convenience.

ما برای راحتی، سطل‌هایی را در اطراف پارک قرار دادیم.

there are bins for different types of waste.

سطل‌هایی برای انواع مختلف زباله وجود دارد.

make sure to close the lids on the bins tightly.

مطمئن شوید که درب سطل‌ها را محکم ببندید.

we need more bins to accommodate the increasing waste.

ما به سطل‌های بیشتری برای رسیدگی به زباله‌های فزاینده نیاز داریم.

they painted the bins to make them more visible.

آنها سطل‌ها را رنگ کردند تا بیشتر قابل مشاهده شوند.

bins are essential for maintaining a clean environment.

سطل‌ها برای حفظ محیط زیست پاک ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید