silt

[ایالات متحده]/sɪlt/
[بریتانیا]/sɪlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شن ریز، خاک رس، یا مواد دیگر که توسط آب جاری حمل شده و به عنوان رسوب ته نشین می‌شود
vi. پر شدن یا مسدود شدن با لجن
vt. پر کردن یا مسدود کردن با لجن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsilts
جمعsilts
زمان گذشتهsilted
صفت یا فعل حال استمراریsilting
قسمت سوم فعلsilted

عبارات و ترکیب‌ها

silting process

فرآیند رسوب‌گذاری

sandy silt

لیلک ماسه‌ای

coarse silt

لایه رس زبر

silt up

رسوب کردن

silt loam

آهک سیلتی

جملات نمونه

silt at the bottom of an estuary

رسوب در ته یک استروید

the murky silt of a muddy pond.

لجن گل آلود و تیره یک حوضچه.

Mud is silting up the stream.

گل و لای در حال رسوب‌گذاری در رودخانه است.

an old channel that silted up.

یک کانال قدیمی که رسوب کرده بود.

The water contains fine silt.

آب حاوی رسوبات ریز است.

The old harbour has silted up.

بندرگاه قدیمی رسوب کرده است.

the sediments vary from coarse conglomerate to fine silt and clay.

رسوبات از کنگلومرات زبر تا رسوبات ریز و لجن و خاک متغیر هستند.

the river's mouth had silted up .

دهانه رودخانه رسوب کرده بود.

The harbor is now entirely silted up.

بندر اکنون کاملاً رسوب کرده است.

River sediments gradually silted the harbor.

رسوبات رودخانه به تدریج باعث رسوبگذاری بندر شدند.

An accumulation of silt constricted the entrance to the harbor.

تکمیل رسوبات ورودی بندر را محدود کرد.

During the annual floods the river deposits its silt on the fields.

در طول سیل سالانه، رودخانه رسوبات خود را در زمین‌های کشاورزی ته‌نشین می‌کند.

a fine-grained unstratified accumulation of clay and silt deposited by the wind.

تجمع رسی و سیلت ریزدانه و بدون لایه ای که توسط باد رسوب کرده است.

The amplitude of the head fluctuation decreases with the storativity and leakage of both semi-permeable layers and increases with the leakance of the silt-layer.

دامنه نوسان سر با افزایش ذخیره‌سازی و نشت لایه‌های نیمه‌ تراوا کاهش می‌یابد و با افزایش نفوذت لایه رسوبی افزایش می‌یابد.

Leech demands exceeds supply leech renown bloodsucker, have broken blood, pursue action of silt, stimulate the menstrual flow.

تقاضای لیز بیشتر از عرضه است، لیز مشهور به خون‌مکش، خون شکسته دارد، اقدام به رسوب را دنبال می‌کند، جریان قاعدگی را تحریک می‌کند.

The Shuangwang gold-bearing albitite zone, which is composed of stratabound albitite, albitite breccia occurred conformably in the Xinghongpu Group, Devonian silt-slate.

منطقه آلبیتیدی طلای‌دار شوانگوانگ، که از آلبیتیت لایه‌بندی شده و بریکسی آلبیتیت تشکیل شده، به صورت سازگار در گروه Xinghongpu، شیل رسوبی دوره Devon رخ داده است.

And use the red gritstone silt soil build an embankment which reinforced by two-way tensioned geogrid.

و از خاک رس قرمزی برای ساختن یک دیوار ساحلی که توسط شبکه ژئوتکستیل دو طرفه تقویت شده است، استفاده کنید.

Centuries of silt deposition and diking has caused the river to flow above the surrounding farmland, making flooding a critically dangerous problem.

قرن‌ها رسوب رسوب و حفر کانال باعث شده است که رودخانه بالاتر از مزارع اطراف جریان یابد و باعث شده است که سیل یک مشکل بسیار خطرناک باشد.

The grayish-yellow silts/fine-grained-sands have a magnetic mixture of magnetite and maghemite, characterized by strong magnetism and relatively coarser magnetic particles.

رسوبات/شن‌های دانه‌ای ریز خاکستری زرد دارای مخلوط مغناطیسی مغنتیت و مگمگنتیت هستند که با مغناطیس قوی و ذرات مغناطیسی نسبتاً درشت مشخص می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید