sintered

[ایالات متحده]/ˈsɪntəd/
[بریتانیا]/ˈsɪntərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. توسط سنتر شدن تشکیل شده
v. زمان گذشته سنتر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sintered metal

فلز سینتر شده

sintered ceramic

سرامیک سینتر شده

sintered powder

پودر سینتر شده

sintered layer

لایه سینتر شده

sintered material

مواد سینتر شده

sintered part

قطعه سینتر شده

sintered product

محصول سینتر شده

sintered body

بدنه سینتر شده

sintered disk

دیسک سینتر شده

sintered sample

نمونه سینتر شده

جملات نمونه

the ceramic parts were sintered at high temperatures.

قطعات سرامیکی در دمای بالا تف داده شدند.

sintered metal is often used in automotive applications.

فلز تف داده شده اغلب در کاربردهای خودرو استفاده می شود.

the process of sintered fabrication improves material strength.

فرآیند ساخت تف داده شده، استحکام مواد را بهبود می بخشد.

they developed a new method for sintered composites.

آنها یک روش جدید برای کامپوزیت های تف داده شده توسعه دادند.

researchers are studying sintered alloys for better performance.

محققان در حال بررسی آلیاژهای تف داده شده برای عملکرد بهتر هستند.

sintered products can be highly porous or dense.

محصولات تف داده شده می توانند به شدت متخلخل یا متراکم باشند.

quality control is crucial in the sintered manufacturing process.

کنترل کیفیت در فرآیند تولید تف داده شده بسیار مهم است.

they sintered the powder to create a solid structure.

آنها پودر را تف دادند تا یک ساختار جامد ایجاد کنند.

sintered ceramics are known for their durability.

سرامیک های تف داده شده به دلیل دوامشان شناخته شده اند.

the sintered layer provides excellent thermal conductivity.

لایه تف داده شده رسانایی حرارتی عالی ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید