siphoning

[ایالات متحده]/ˈsaɪfənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsaɪfənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل استفاده از سیفون برای کشیدن یا منتقل کردن مایع
n. عمل سیفون کردن

عبارات و ترکیب‌ها

siphoning funds

خارج کردن غیرقانونی وجوه

siphoning off

خارج کردن غیرقانونی

siphoning profits

خارج کردن غیرقانونی سود

siphoning resources

خارج کردن غیرقانونی منابع

siphoning energy

خارج کردن غیرقانونی انرژی

siphoning water

خارج کردن غیرقانونی آب

siphoning data

خارج کردن غیرقانونی داده

siphoning information

خارج کردن غیرقانونی اطلاعات

siphoning cash

خارج کردن غیرقانونی پول نقد

siphoning supplies

خارج کردن غیرقانونی لوازم

جملات نمونه

they are siphoning funds from the charity.

آنها در حال انتقال غیرقانونی بودجه از خیریه هستند.

the thief was caught siphoning gas from the truck.

دزد در حال دزدیدن بنزین از کامیون دستگیر شد.

she is siphoning off some of the profits for herself.

او بخشی از سود را برای خودش در حال انتقال غیرقانونی است.

the company is accused of siphoning off investors' money.

شرکت متهم به انتقال غیرقانونی پول سرمایه گذاران است.

he was siphoning water from the main line.

او در حال دزدیدن آب از خط اصلی بود.

they discovered someone was siphoning electricity from the grid.

آنها متوجه شدند که کسی در حال دزدیدن برق از شبکه است.

she noticed her roommate siphoning her wi-fi connection.

او متوجه شد که هم‌اتاقش در حال دزدیدن اتصال وای‌فای او است.

the investigation revealed a scheme for siphoning off funds.

تحقیقات طرحی برای انتقال غیرقانونی بودجه را نشان داد.

he was accused of siphoning resources from the project.

او متهم به انتقال غیرقانونی منابع از پروژه بود.

they were caught siphoning confidential information from the database.

آنها در حال دزدیدن اطلاعات محرمانه از پایگاه داده دستگیر شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید