delivering

[ایالات متحده]/dɪˈlɪvərɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈlɪvərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل آوردن یا تحویل دادن چیزی؛ سخنرانی یا ارائه کردن؛ تحویل دادن یا واگذار کردن؛ راه‌اندازی یا آغاز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

delivering results

ارائه نتایج

delivering value

ارائه ارزش

delivering service

ارائه خدمات

delivering goods

ارائه کالا

delivering quality

ارائه کیفیت

delivering messages

ارائه پیام‌ها

delivering updates

ارائه به‌روزرسانی‌ها

delivering solutions

ارائه راه حل‌ها

delivering feedback

ارائه بازخورد

delivering performance

ارائه عملکرد

جملات نمونه

she is delivering a presentation at the conference.

او در حال ارائه یک ارائه در کنفرانس است.

the courier is delivering a package to my office.

پیک یک بسته را به دفتر من تحویل می دهد.

we are delivering results to our clients every month.

ما هر ماهه نتایج را به مشتریان خود تحویل می دهیم.

he is delivering groceries to the elderly in the neighborhood.

او در حال تحویل مواد غذایی به سالمندان در محله است.

the company is focused on delivering quality products.

شرکت بر ارائه محصولات با کیفیت تمرکز دارد.

they are delivering a new service to enhance customer experience.

آنها یک سرویس جدید برای بهبود تجربه مشتری ارائه می دهند.

she is responsible for delivering training to new employees.

او مسئولیت ارائه آموزش به کارمندان جدید را بر عهده دارد.

the team is delivering updates on the project weekly.

تیم به طور هفتگی به روز رسانی پروژه را ارائه می دهد.

he is delivering a speech at the charity event.

او در حال سخنرانی در رویداد خیریه است.

we are committed to delivering excellent customer service.

ما متعهد به ارائه خدمات عالی به مشتریان هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید