sire

[ایالات متحده]/saɪə/
[بریتانیا]/'saɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. والد نر یک حیوان، به‌ویژه یک حیوان اهلی.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsires
جمعsires
صفت یا فعل حال استمراریsiring
زمان گذشتهsired
قسمت سوم فعلsired

جملات نمونه

This manor was built by Hugo, Sire of Somerel, the same who endowed the sixth chaplaincy of the Abbey of Villiers.

این اقامتگاه توسط هوگو، سرِ سومرل، همان کسی که کمک هزینه‌ی سرایدار ششم صومعه‌ی ویلیارز را تأمین کرد، ساخته شد.

His father Rescator was foundation-sire in Hessen with very successful offsprings in Dressage and show jumping.

پدرش، ریسکیتور، بنیان‌گذار در هسن بود و نوه‌های بسیار موفق در درساژ و پرش سد داشت.

The knight knelt before his sire.

شوالیه در برابر پدرش زانو زد.

The sire of the litter was a champion show dog.

پدر توله‌ها یک سگ نمایشی قهرمان بود.

The sire of the family business passed away.

پدر کسب و کار خانوادگی فوت کرد.

The king was the sire of many children.

شاه پدر بسیاری از فرزندان بود.

The horse was sired by a famous stallion.

اسب توسط یک اسب نر مشهور به دنیا آمد.

The young prince resembled his sire in appearance.

شاهزاده جوان از نظر ظاهری شبیه پدرش بود.

The mare was bred to a champion sire.

مادینه اسب با یک اسب نر قهرمان جفت شد.

The sire of the company was a visionary leader.

پدر شرکت یک رهبر آینده‌نگر بود.

The sire of the clan was a respected elder.

پدر قبیله یک بزرگسال محترم بود.

The young colt inherited traits from his sire.

پونی جوان صفات را از پدرش به ارث برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید