sisterhoods

[ایالات متحده]/ˈsɪstəhʊdz/
[بریتانیا]/ˈsɪstərhʊdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت خواهر بودن یا رابطه بین خواهران

عبارات و ترکیب‌ها

strong sisterhoods

خوهرخواندگی‌های قوی

supportive sisterhoods

خوهرخواندگی‌های پشتیبان

diverse sisterhoods

خوهرخواندگی‌های متنوع

empowered sisterhoods

خوهرخواندگی‌های توانمند

global sisterhoods

خوهرخواندگی‌های جهانی

inclusive sisterhoods

خوهرخواندگی‌های فراگیر

healing sisterhoods

خوهرخواندگی‌های شفا دهنده

nurturing sisterhoods

خوهرخواندگی‌های پرورش دهنده

local sisterhoods

خوهرخواندگی‌های محلی

sisterhoods unite

خوهرخواندگی‌ها متحد می‌شوند

جملات نمونه

many sisterhoods provide support during difficult times.

بسیاری از خواهرخواندگی‌ها از حمایت در زمان‌های سخت ارائه می‌دهند.

sisterhoods often organize community service events.

خواهرخواندگی‌ها اغلب رویدادهای خدمات اجتماعی را سازماندهی می‌کنند.

she felt a strong bond with her sisterhood.

او ارتباط قوی با خواهرخواندگی خود احساس کرد.

sisterhoods can empower women to achieve their goals.

خواهرخواندگی‌ها می‌توانند زنان را توانمند کنند تا به اهداف خود دست یابند.

joining sisterhoods can lead to lifelong friendships.

پیوستن به خواهرخواندگی‌ها می‌تواند منجر به دوستی‌های طولانی مدت شود.

sisterhoods promote unity and collaboration among members.

خواهرخواندگی‌ها وحدت و همکاری را در بین اعضا ترویج می‌کنند.

she found comfort in the sisterhood of her peers.

او آرامش را در خواهرخواندگی همسالان خود یافت.

sisterhoods often celebrate achievements together.

خواهرخواندگی‌ها اغلب دستاوردها را با هم جشن می‌گیرند.

through sisterhoods, women can share their experiences.

از طریق خواهرخواندگی‌ها، زنان می‌توانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.

sisterhoods encourage personal growth and development.

خواهرخواندگی‌ها تشویق به رشد و توسعه شخصی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید