sit-up

[ایالات متحده]/sɪtˌʌp/
[بریتانیا]/sɪtˌʌp/

ترجمه

n. تمرینی که در آن شخص روی پشت خود دراز کشیده و قسمت بالایی بدنش را بالا می‌برد.
Word Forms
جمعsit-ups

عبارات و ترکیب‌ها

do sit-ups

انجام اسکوات

sit-up challenge

چالش اسکوات

sit-up routine

برنامه اسکوات

sit-up position

وضعیت اسکوات

sit-ups daily

اسکوات روزانه

did sit-ups

اسکوات کردم

doing sit-ups

در حال انجام اسکوات

lots of sit-ups

اسکوات های زیاد

sit-up contest

مسابقه اسکوات

easy sit-up

اسکوات آسان

جملات نمونه

i need to do more sit-ups to strengthen my core.

من نیاز دارم بیشتر برای تقویت هسته بدنم، دراز نشست انجام دهم.

she does twenty sit-ups every morning before breakfast.

او هر روز صبح قبل از صبحانه، بیست دراز نشست انجام می دهد.

he struggled to do even one sit-up correctly.

او برای انجام حتی یک دراز نشست به درستی تلاش کرد.

the trainer showed me the proper sit-up technique.

مربی تکنیک صحیح دراز نشست را به من نشان داد.

sit-ups are a good exercise for abdominal muscles.

دراز نشست یک تمرین خوب برای عضلات شکم است.

we performed several sets of sit-ups during the workout.

ما در طول تمرین، چندین ست دراز نشست انجام دادیم.

can you do a hundred sit-ups without stopping?

آیا می توانید بدون توقف صد دراز نشست انجام دهید؟

she aims to increase her sit-up count each week.

او قصد دارد تعداد دراز نشست های خود را هر هفته افزایش دهد.

he found sit-ups challenging but rewarding.

او دراز نشست ها را چالش برانگیز اما پاداش دهنده یافت.

the fitness test included push-ups and sit-ups.

آزمون آمادگی جسمانی شامل شنا سوئدی و دراز نشست بود.

she started with just a few sit-ups a day.

او با فقط چند دراز نشست در روز شروع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید