situated

[ایالات متحده]/ˈsɪtʃueɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈsɪtʃueɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقع در یک مکان خاص؛ در یک وضعیت یا شرایط خاص
v. گذشته participle از situate

عبارات و ترکیب‌ها

situated here

در اینجا واقع شده

situated nearby

در نزدیکی واقع شده

situated close

نزدیک واقع شده

situated above

قرار گرفته در بالا

situated below

زیر واقع شده

situated outside

بیرون واقع شده

situated inside

داخل واقع شده

situated around

اطراف واقع شده

situated within

درون واقع شده

situated along

در طول واقع شده

جملات نمونه

the school is situated near the park.

مدرسه در نزدیکی پارک واقع شده است.

the restaurant is situated on the top floor of the building.

رستوران در طبقه بالای ساختمان واقع شده است.

our office is situated in the city center.

دفتر ما در مرکز شهر واقع شده است.

the hotel is situated by the beach.

هتل در کنار ساحل واقع شده است.

the museum is situated in a historic district.

موزه در یک منطقه تاریخی واقع شده است.

the library is situated across from the community center.

کتابخانه در مقابل مرکز جامعه واقع شده است.

the house is situated on a quiet street.

خانه در یک خیابان آرام واقع شده است.

the factory is situated outside the city limits.

کارخانه خارج از محدوده شهر واقع شده است.

the park is situated in the heart of the city.

پارک در قلب شهر واقع شده است.

the university is situated on a sprawling campus.

دانشگاه در یک محوطه بزرگ واقع شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید