six-month

[ایالات متحده]/sɪks mʌnθ/
[بریتانیا]/sɪks mʌnθ/

ترجمه

adj. طولانی مدت برای شش ماه (lasting for six months)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

six-month plan

برنامه شش ماهه

six-month period

دوره شش ماهه

six-month contract

قرارداد شش ماهه

six-month review

بررسی شش ماهه

six-month mark

نقطه شش ماهه

six-month trial

آزمایش شش ماهه

six-month internship

کارآموزی شش ماهه

six-month warranty

گارانتی شش ماهه

six-month course

دوره شش ماهه

six-month gap

فاصله شش ماهه

جملات نمونه

we're expecting a six-month delay in the project timeline.

ما انتظار داریم تا ۶ ماه تاخیر در جدول زمانی پروژه رخ دهد.

he's on a six-month sabbatical to write his novel.

او برای نوشتن رمان خود در مرخصی ۶ ماهه است.

the trial period is a standard six-month commitment.

دوره آزمایشی یک تعهد استاندارد ۶ ماهه است.

the contract runs for a six-month period.

قرارداد برای یک دوره ۶ ماهه اجرا می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید