| جمع | moments |
for a moment
برای یک لحظه
for the moment
برای لحظه
at this moment
در این لحظه
of the moment
در آن لحظه
every moment
هر لحظه
one moment
یک لحظه
at that moment
در آن زمان
at any moment
در هر لحظه
wait a moment
یک لحظه صبر کنید
bending moment
گشتاور خمشی
a moment ago
چند لحظه پیش
just a moment
فقط یک لحظه
last moment
لحظه آخر
critical moment
لحظه بحرانی
moment of inertia
مومنت اینرسی
take a moment
یک لحظه وقت بگذارید
There is not a moment to be lost.
نباید لحظهای را از دست داد.
at that moment the mist parted.
در آن لحظه مه گشود.
the moment had passed.
لحظه گذشته بود.
a spur-of-the moment choice.
یک انتخاب ناگهانی.
an existential moment of choice.
لحظهای وجودی از انتخاب
a moment of extraordinary poignancy.
لحظهای از تاثیرگذاری فوق العاده.
moments of nuptial bliss.
لحظاتی از خوشبختی عروسی.
this was not the moment to make a stand for independence.
این زمان مناسبی نبود تا برای استقلال موضعی اتخاذ کرد.
for a moment their fingers touched.
برای لحظهای انگشتانشان به هم برخورد کرد.
the moment was very untimely chosen.
لحظه بسیار نامناسبی انتخاب شد.
It took him a moment to answer.
مدتی طول کشید تا او پاسخ دهد.
There was a light breeze a moment ago.
لحظهای پیش نسیمی ملایم وزید.
Give me a moment to breathe.
به من یک لحظه فرصت دهید تا نفس بکشم.
At the moment I am working.
در حال حاضر من مشغول کار هستم.
It's the big moment in my life.
این لحظه بزرگی در زندگی من است.
I have not a moment's leisure.
من حتی یک لحظه بیکاری ندارم.
He thought for a moment,then reluctantly agreed.
او برای لحظهای فکر کرد و سپس با اکراه موافقت کرد.
a moment of repose in the midst of activity
لحظهای آرامش در میان فعالیت.
it was not the most auspicious moment to hold an election.
این زمان مناسبی برای برگزاری انتخابات نبود.
for a moment
برای یک لحظه
for the moment
برای لحظه
at this moment
در این لحظه
of the moment
در آن لحظه
every moment
هر لحظه
one moment
یک لحظه
at that moment
در آن زمان
at any moment
در هر لحظه
wait a moment
یک لحظه صبر کنید
bending moment
گشتاور خمشی
a moment ago
چند لحظه پیش
just a moment
فقط یک لحظه
last moment
لحظه آخر
critical moment
لحظه بحرانی
moment of inertia
مومنت اینرسی
take a moment
یک لحظه وقت بگذارید
There is not a moment to be lost.
نباید لحظهای را از دست داد.
at that moment the mist parted.
در آن لحظه مه گشود.
the moment had passed.
لحظه گذشته بود.
a spur-of-the moment choice.
یک انتخاب ناگهانی.
an existential moment of choice.
لحظهای وجودی از انتخاب
a moment of extraordinary poignancy.
لحظهای از تاثیرگذاری فوق العاده.
moments of nuptial bliss.
لحظاتی از خوشبختی عروسی.
this was not the moment to make a stand for independence.
این زمان مناسبی نبود تا برای استقلال موضعی اتخاذ کرد.
for a moment their fingers touched.
برای لحظهای انگشتانشان به هم برخورد کرد.
the moment was very untimely chosen.
لحظه بسیار نامناسبی انتخاب شد.
It took him a moment to answer.
مدتی طول کشید تا او پاسخ دهد.
There was a light breeze a moment ago.
لحظهای پیش نسیمی ملایم وزید.
Give me a moment to breathe.
به من یک لحظه فرصت دهید تا نفس بکشم.
At the moment I am working.
در حال حاضر من مشغول کار هستم.
It's the big moment in my life.
این لحظه بزرگی در زندگی من است.
I have not a moment's leisure.
من حتی یک لحظه بیکاری ندارم.
He thought for a moment,then reluctantly agreed.
او برای لحظهای فکر کرد و سپس با اکراه موافقت کرد.
a moment of repose in the midst of activity
لحظهای آرامش در میان فعالیت.
it was not the most auspicious moment to hold an election.
این زمان مناسبی برای برگزاری انتخابات نبود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید