sketches

[ایالات متحده]/ˈskɛtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈskɛtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل‌های جمع; نقاشی‌ها یا طرح‌ها; طراحی‌ها; نمودارها یا نقاشی‌های خام
v. سوم شخص مفرد از طراحی; کشیدن یا ترسیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

quick sketches

طرح‌های سریع

detailed sketches

طرح‌های دقیق

artistic sketches

طرح‌های هنری

preliminary sketches

طرح‌های اولیه

concept sketches

طرح‌های مفهومی

visual sketches

طرح‌های بصری

freehand sketches

طرح‌های دست‌ساز

character sketches

طرح‌های شخصیتی

technical sketches

طرح‌های فنی

fashion sketches

طرح‌های مد

جملات نمونه

she loves to create sketches of landscapes.

او عاشق خلق طرح‌هایی از مناظر است.

the artist displayed her sketches at the gallery.

هنرمند طرح‌های خود را در گالری به نمایش گذاشت.

he often makes quick sketches during his travels.

او اغلب در طول سفر خود طرح‌های سریع می‌کشد.

her sketches capture the essence of the city.

طرح‌های او جوهر شهر را به تصویر می‌کشد.

the teacher asked us to submit our sketches for review.

معلم از ما خواست طرح‌های خود را برای بررسی ارسال کنیم.

he uses charcoal to create detailed sketches.

او از زغال برای ایجاد طرح‌های دقیق استفاده می‌کند.

sketches can be a great way to brainstorm ideas.

طرح‌ها می‌توانند راهی عالی برای بارش ایده‌ها باشند.

she keeps a notebook filled with her sketches.

او یک دفترچه پر از طرح‌های خود را نگه می‌دارد.

the sketches were inspired by nature.

طرح‌ها از طبیعت الهام گرفته بودند.

he often shares his sketches on social media.

او اغلب طرح‌های خود را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید