skewing

[ایالات متحده]/ˈskjuːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskjuːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأخیر زمانی یا تفاوت فاز بین دو سیگنال مرتبط
v. باعث انحراف از یک خط مستقیم یا مسیر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

skewing data

تحریف داده‌ها

skewing results

تحریف نتایج

skewing analysis

تحریف تحلیل

skewing factors

تحریف عوامل

skewing trends

تحریف روندها

skewing perceptions

تحریف برداشت‌ها

skewing statistics

تحریف آمار

skewing outcomes

تحریف نتایج

skewing variables

تحریف متغیرها

skewing effects

تحریف اثرات

جملات نمونه

skewing the data can lead to inaccurate results.

تحریف داده‌ها می‌تواند منجر به نتایج نادرست شود.

the survey was skewing towards a younger demographic.

نظرسنجی به سمت یک گروه جمعیتی جوان‌تر متمایل بود.

skewing the statistics can misrepresent the truth.

تحریف آمار می‌تواند واقعیت را به درستی نشان ندهد.

she noticed the skewing of opinions in the discussion.

او متوجه متمایل شدن نظرات در بحث شد.

skewing the results can affect the overall analysis.

تحریف نتایج می‌تواند بر تحلیل کلی تأثیر بگذارد.

the graph showed a skewing trend over the years.

نمودار روند متمایل را در طول سال‌ها نشان داد.

skewing the facts can lead to misunderstandings.

تحریف حقایق می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

they were accused of skewing the evidence in the trial.

آنها به تحریف مدارک در دادگاه متهم شدند.

skewing the timeline can confuse the audience.

تحریف جدول زمانی می‌تواند مخاطبان را گیج کند.

he was concerned about the skewing of public perception.

او نگران متمایل شدن درک عمومی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید