slatting

[ایالات متحده]/ˈslætɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslætɪŋ/

ترجمه

v. عمل ساختن یا تجهیز کردن با تخته‌های نازک؛ به شدت زدن یا پرتاب کردن
n. تخته‌های نازک یا نوارهای چوبی

عبارات و ترکیب‌ها

slatting boards

تخته‌گذاری

slatting fence

نرده‌گذاری

slatting technique

تکنیک تخته‌گذاری

slatting pattern

الگوی تخته‌گذاری

slatting design

طراحی تخته‌گذاری

slatting system

سیستم تخته‌گذاری

slatting method

روش تخته‌گذاری

slatting style

سبک تخته‌گذاری

slatting framework

اسکلت تخته‌گذاری

slatting structure

ساختار تخته‌گذاری

جملات نمونه

slatting the shutters will help keep the room cool.

بستن پرده‌ها به خنک نگه داشتن اتاق کمک می‌کند.

he was slatting the boards together for the new fence.

او داشت برای حصار جدید تخته‌ها را به هم متصل می‌کرد.

slatting can be a fun activity for kids on a rainy day.

چسباندن می‌تواند یک فعالیت سرگرم‌کننده برای کودکان در یک روز بارانی باشد.

she spent the afternoon slatting the paint on the canvas.

او بعد از ظهر را صرف نقاشی روی بوم کرد.

slatting the ingredients together creates a delicious mix.

ترکیب مواد با هم یک مخلوط خوشمزه ایجاد می‌کند.

he enjoys slatting his ideas during brainstorming sessions.

او از ارائه ایده‌های خود در جلسات بارش فکری لذت می‌برد.

slatting the old furniture gave it a new life.

بازسازی مبلمان قدیمی به آن زندگی تازه‌ای بخشید.

they were slatting their plans for the upcoming event.

آنها داشتند برنامه‌های خود را برای رویداد آینده مشخص می‌کردند.

slatting the schedule helped everyone stay organized.

تنظیم برنامه به همه کمک کرد تا منظم بمانند.

after slatting the proposal, they submitted it for review.

پس از نهایی کردن پیشنهاد، آن را برای بررسی ارسال کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید