roll up sleeves
کمربند را بالا ببرید
long sleeves
کمربند بلند
short sleeves
کمربند کوتاه
sleeves rolled
کمربند بالا برده شده
push sleeves
کمربند را به سمت بالا بزنید
sleeves down
کمربند پایین
sleeves up
کمربند بالا
sleeves undone
کمربند باز
sleeves tucked
کمربند جمع شده
sleeves loose
کمربند آزاد
she rolled up her sleeves and started cleaning the kitchen.
او دستپوشهایش را بالا کشید و شروع به تمیز کردن آشپزخانه کرد.
he adjusted his sleeves as they were too long.
او دستپوشهایش را تنظیم کرد چون خیلی طولانی بودند.
the bride's wedding dress had long, flowing sleeves.
پوشاک ازایش دستپوشهای طولانی و جاری داشت.
he wiped his brow with the sleeves of his shirt.
او چهرهاش را با دستپوشهای کتش پاک کرد.
the tailor measured her arm to determine sleeve length.
خیاط بازوی او را اندازه گرفت تا طول دستپوش را تعیین کند.
he peeked at her over the sleeves of his coat.
او از دستپوشهای کشکتش به او نگاه کرد.
the sleeves of the jacket were made of soft flannel.
دستپوشهای کشکت از پارچه فلانل نرم ساخته شده بودند.
she tucked her sleeves into her gloves to keep warm.
او دستپوشهایش را در دستکشهایش گذاشت تا گرم بماند.
the magician pulled a rabbit from his sleeves.
جادوگر یک گرگ را از دستپوشهایش بیرون آورد.
he had a pen tucked into the sleeve of his blazer.
او یک قلم را در دستپوش کتش گذاشته بود.
the shirt's sleeves were cuffed neatly at the wrists.
دستپوشهای کتش به درستی در مفصل دستها گره خورده بودند.
roll up sleeves
کمربند را بالا ببرید
long sleeves
کمربند بلند
short sleeves
کمربند کوتاه
sleeves rolled
کمربند بالا برده شده
push sleeves
کمربند را به سمت بالا بزنید
sleeves down
کمربند پایین
sleeves up
کمربند بالا
sleeves undone
کمربند باز
sleeves tucked
کمربند جمع شده
sleeves loose
کمربند آزاد
she rolled up her sleeves and started cleaning the kitchen.
او دستپوشهایش را بالا کشید و شروع به تمیز کردن آشپزخانه کرد.
he adjusted his sleeves as they were too long.
او دستپوشهایش را تنظیم کرد چون خیلی طولانی بودند.
the bride's wedding dress had long, flowing sleeves.
پوشاک ازایش دستپوشهای طولانی و جاری داشت.
he wiped his brow with the sleeves of his shirt.
او چهرهاش را با دستپوشهای کتش پاک کرد.
the tailor measured her arm to determine sleeve length.
خیاط بازوی او را اندازه گرفت تا طول دستپوش را تعیین کند.
he peeked at her over the sleeves of his coat.
او از دستپوشهای کشکتش به او نگاه کرد.
the sleeves of the jacket were made of soft flannel.
دستپوشهای کشکت از پارچه فلانل نرم ساخته شده بودند.
she tucked her sleeves into her gloves to keep warm.
او دستپوشهایش را در دستکشهایش گذاشت تا گرم بماند.
the magician pulled a rabbit from his sleeves.
جادوگر یک گرگ را از دستپوشهایش بیرون آورد.
he had a pen tucked into the sleeve of his blazer.
او یک قلم را در دستپوش کتش گذاشته بود.
the shirt's sleeves were cuffed neatly at the wrists.
دستپوشهای کتش به درستی در مفصل دستها گره خورده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید