slenderly

[ایالات متحده]/ˈslɛndəli/
[بریتانیا]/ˈslɛndərli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور باریک یا نازک

عبارات و ترکیب‌ها

slenderly built

بدن‌نما

slenderly dressed

به‌شکل ظریف پوشیده شده

slenderly graceful

به‌طرز ظریف و خوشایند

slenderly framed

با قاب ظریف

slenderly tall

لاغر و قدبلند

slenderly elegant

به‌طرز ظریف و شیک

slenderly poised

باوقار و ظریف

slenderly moving

به‌طرز ظریف حرکت می‌کند

slenderly styled

به‌طرز ظریف طراحی شده

slenderly proportioned

با تناسبات ظریف

جملات نمونه

she walked slenderly across the stage.

او با ظرافت و باریکی از روی صحنه عبور کرد.

the model posed slenderly for the camera.

مدل به صورت باریک و ظریف برای دوربین ژست گرفت.

he slenderly moved through the crowded room.

او با ظرافت و باریکی از میان اتاق شلوغ عبور کرد.

the tree grew slenderly towards the sky.

درخت به صورت باریک و ظریف به سمت آسمان رشد کرد.

she slenderly slipped into the dress.

او به صورت باریک و ظریف لباس را پوشید.

he slenderly navigated the narrow path.

او با ظرافت و باریکی مسیر باریک را پیمایش کرد.

the cat moved slenderly through the grass.

گربه با ظرافت و باریکی از میان چمن‌ها عبور کرد.

she danced slenderly, captivating everyone.

او با ظرافت و باریکی رقصید و همه را مجذوب خود کرد.

he slenderly reached for the book on the top shelf.

او به صورت باریک و ظریف به سمت کتاب روی قفسه بالا دست دراز کرد.

the athlete ran slenderly, showcasing her agility.

ورزشکار با ظرافت و باریکی دوید و چابکی خود را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید