graceful movement
حرکت موزون
graceful dancer
رقصندهای با وقار
graceful bearing
وقار و رفتاری باوقار
a graceful, balletic movement.
یک حرکت ظریف و موزون باله مانند
the mountain's graceful sculpturing.
مجسمهسازی ظریف کوه
a graceful young girl
یک دختر جوان ظریف
to strike a graceful attitude
حالت ظریف و زیبا را به خود بگیرد
a graceful inward movement of her wrist.
یک حرکت ظریف به سمت داخل مچ دستش
a graceful loser; a poor loser.
یک بازنده ظریف؛ یک بازنده ضعیف
She has a graceful carriage.
او یک حالت ظریف دارد.
The graceful skaters were a pleasure to watch.
اسکیتسواران ظریف دیدنشان لذتبخش بود.
She has a tall graceful form.
او یک قامت بلند و ظریف دارد.
he sketched a graceful bow in her direction.
او یک تعظیم ظریف به سمت او ترسیم کرد.
stood in a graceful attitude.See Synonyms at posture
با حالتی ظریف ایستاد. برای مترادفها به حالت نگاه کنید
He admired the graceful, supple movements of the dancers.
او حرکات ظریف و انعطاف پذیر رقصندگان را تحسین کرد.
The stairs in the Five-Star hotel ascend in a graceful curve.
پله های هتل پنج ستاره به شکل یک قوس زیبا صعود می کنند.
The tall graceful form of a woman appeared at the top of the stairs.
قد بلند و ظریف یک زن در بالای پلهها ظاهر شد.
Her apology was so graceful that we forgave her.
ببخشیدش، عذرخواهی او آنقدر ظریف بود که ما او را بخشیدیم.
her carriage was graceful, her movements quick and deft.
حرف و گفتار او زیبا بود، حرکاتش سریع و ماهرانه.
His refusal was worded in such a graceful way that we could not be offended.
رد او به گونه ای ظریف بیان شد که ما نتوانستیم ناراحت شویم.
Although of war and natural calamities everywhere asecene of devastation met the eye, you can still differentiate and analyze its hesternal charming and graceful bearing.
با وجود جنگ و حوادث طبیعی در همه جا، صحنهای از ویرانی به چشم میخورد، اما هنوز هم میتوانید رفتار جذاب و باوقار بیرونی آن را تشخیص داده و تجزیه و تحلیل کنید.
It offers feminine, perfumed fruit in the graceful, finessed expression typical of the Barolos of La Morra.
این محصول دارای میوههای زنانه و خوشبو با بیان ظریف و با ظرافت است که برای بارولوی لا موررا معمول است.
an easy lilting stride; the flute broke into a light lilting air; a swinging pace; a graceful swingy walk; a tripping singing measure.
یک گام ریتمیک آسان؛ فلوت وارد یک هوای ریتمیک و سبک شد؛ یک سرعت نوسانی؛ یک قدم ریتمیک و باوقار؛ یک اندازه آواز ریتمیک.
graceful movement
حرکت موزون
graceful dancer
رقصندهای با وقار
graceful bearing
وقار و رفتاری باوقار
a graceful, balletic movement.
یک حرکت ظریف و موزون باله مانند
the mountain's graceful sculpturing.
مجسمهسازی ظریف کوه
a graceful young girl
یک دختر جوان ظریف
to strike a graceful attitude
حالت ظریف و زیبا را به خود بگیرد
a graceful inward movement of her wrist.
یک حرکت ظریف به سمت داخل مچ دستش
a graceful loser; a poor loser.
یک بازنده ظریف؛ یک بازنده ضعیف
She has a graceful carriage.
او یک حالت ظریف دارد.
The graceful skaters were a pleasure to watch.
اسکیتسواران ظریف دیدنشان لذتبخش بود.
She has a tall graceful form.
او یک قامت بلند و ظریف دارد.
he sketched a graceful bow in her direction.
او یک تعظیم ظریف به سمت او ترسیم کرد.
stood in a graceful attitude.See Synonyms at posture
با حالتی ظریف ایستاد. برای مترادفها به حالت نگاه کنید
He admired the graceful, supple movements of the dancers.
او حرکات ظریف و انعطاف پذیر رقصندگان را تحسین کرد.
The stairs in the Five-Star hotel ascend in a graceful curve.
پله های هتل پنج ستاره به شکل یک قوس زیبا صعود می کنند.
The tall graceful form of a woman appeared at the top of the stairs.
قد بلند و ظریف یک زن در بالای پلهها ظاهر شد.
Her apology was so graceful that we forgave her.
ببخشیدش، عذرخواهی او آنقدر ظریف بود که ما او را بخشیدیم.
her carriage was graceful, her movements quick and deft.
حرف و گفتار او زیبا بود، حرکاتش سریع و ماهرانه.
His refusal was worded in such a graceful way that we could not be offended.
رد او به گونه ای ظریف بیان شد که ما نتوانستیم ناراحت شویم.
Although of war and natural calamities everywhere asecene of devastation met the eye, you can still differentiate and analyze its hesternal charming and graceful bearing.
با وجود جنگ و حوادث طبیعی در همه جا، صحنهای از ویرانی به چشم میخورد، اما هنوز هم میتوانید رفتار جذاب و باوقار بیرونی آن را تشخیص داده و تجزیه و تحلیل کنید.
It offers feminine, perfumed fruit in the graceful, finessed expression typical of the Barolos of La Morra.
این محصول دارای میوههای زنانه و خوشبو با بیان ظریف و با ظرافت است که برای بارولوی لا موررا معمول است.
an easy lilting stride; the flute broke into a light lilting air; a swinging pace; a graceful swingy walk; a tripping singing measure.
یک گام ریتمیک آسان؛ فلوت وارد یک هوای ریتمیک و سبک شد؛ یک سرعت نوسانی؛ یک قدم ریتمیک و باوقار؛ یک اندازه آواز ریتمیک.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید