sliding

[ایالات متحده]/'slaɪdɪŋ/
[بریتانیا]/'slaɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به آرامی بر روی یک سطح حرکت کردن; تغییر کردن
n. عمل حرکت به آرامی بر روی یک سطح; یک حرکت
v. به آرامی بر روی یک سطح حرکت کردن; باعث حرکت کردن به آرامی بر روی یک سطح شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsliding

عبارات و ترکیب‌ها

sliding door

در کشویی

sliding window

پنجره کشویی

sliding surface

سطح لغزنده

sliding friction

اصطکاک لغزشی

sliding bearing

یاتاقان لغزشی

sliding block

بلوک لغزنده

sliding velocity

سرعت لغزش

sliding plate

صفحه لغزنده

sliding contact

تماس لغزنده

sliding table

میز کشویی

sliding glass

شیشه کشویی

sliding scale

مقیاس کشویی

sliding guide

راهنمای لغزنده

sliding sleeve

آستین لغزنده

sliding board

صفحه لغزنده

sliding gate

در کشویی

sliding resistance

مقاومت لغزش

sliding part

قطعه لغزنده

sliding tackle

خاتمه‌زدايگي

جملات نمونه

the sliding contact of the potentiometer.

تماس لغزنده پتانسیومتر

a hill of sliding shingle.

تپه‌ای از خاره‌های لغزنده

a sliding or pivotal motion.

حرکت لغزنده یا لولایی

coal sliding down a chute;

زغال در حال سر خوردن از یک دهانه;

the hiss of water sliding sleek against the hull.

هیس آب که به صورت روان روی بدنه می لغزید.

Sliding doors and windows move in groove.

درها و پنجره‌های کشویی در ریل حرکت می‌کنند.

the country faces the prospect of sliding from recession into slump.

کشور با این احتمال مواجه است که از رکود به بحران لغزش کند.

The sliding velocity and corrosion degree both depend on the misorientation of Al bicrystals.

سرعت لغزش و درجه خوردگی هر دو به عدم هم تراسی بلورهای دوتایی آلومینیوم بستگی دارد.

Friction gradually caused the sliding box to slow down and stop.

اصطکاک به تدریج باعث شد جعبه لغزنده سرعتش کم شود و متوقف شود.

The children loved sliding round the newly polished floor.

کودکان از سر خوردن روی کفپوش تازه صیقلی شده لذت می بردند.

After sliding in the opinion polls, the party had to rethink its plan of campaign.

پس از کاهش در نظرسنجی‌ها، حزب مجبور شد برنامه کمپین خود را بازنگری کند.

Entrance doors including sliding door and swing doors and ironmongery for the doors.

درهای ورودی شامل درب‌های کشویی و درب‌های بازشو و یراق‌آلات درب.

For single crystal sliding occurs in two directions, and for bicrystal copper the mechanism of plastic defor...

برای بلورهای تکی، لغزش در دو جهت رخ می دهد و برای مس دوجوشنی، مکانیسم تغییر شکل پلاستیکی...

Accessories for Curtains, Sliding Rails for Curtains, Curtain Rods, Brachet Systems, Rails Accessories

تجهیزات برای پرده‌ها، ریل‌های کشویی برای پرده‌ها، میله‌های پرده، سیستم‌های براشه، لوازم جانبی ریل

Telescopic and sliding on the movement of the way, Shmoo able to smash through the rock to their own, small holes infiltration, or ev...

تله اسکوپیک و لغزش در حرکت راه، شمو قادر به شکستن سنگ به خودشان، نفوذ سوراخ های کوچک، یا...

The consumer removes a film overwrap, then takes a tamper-evidence tear strip off the top of the sliding door.

مصرف‌کننده یک لایه پوششی را برمی‌دارد، سپس یک نوار پاره‌شدنی ضد تقلب را از بالای درب کشویی جدا می‌کند.

The general formula about the calculation of downslide force and resistance to sliding in the arbitrary unit of landslide is deduced in the digital landform image.

فرمول کلی در مورد محاسبه نیروی لغزش و مقاومت در برابر لغزش در واحد لغزش دلخواه در تصویر دیجیتال زمین، استنتاج شده است.

The series biological microscope is sliding binocular(or trinocular) head inclined at 45。

میکروسکوپ زیست‌شناختی سری دارای یک سر لغزنده دوچشمی (یا سه چشمی) با زاویه 45 درجه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید