slimmer

[ایالات متحده]/'slɪmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که وزن خود را از طریق رژیم غذایی، ورزش و غیره کاهش می‌دهد، فردی که در تلاش است وزن خود را کم کند.
Word Forms
جمعslimmers

عبارات و ترکیب‌ها

slim down

لاغر کردن

جملات نمونه

there are many things that can cause slimmers to backslide.

چیزهای زیادی وجود دارد که می تواند باعث لغزش افراد لاغر شود.

She is working on getting slimmer for the upcoming wedding.

او در حال تلاش برای لاغرتر شدن برای عروسی آینده است.

Regular exercise and a balanced diet can help you become slimmer.

ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل می تواند به شما کمک کند لاغرتر شوید.

Many people struggle to maintain a slimmer figure as they get older.

بسیاری از افراد در حفظ اندام لاغر خود با افزایش سن دچار مشکل می شوند.

She decided to join a fitness program to become slimmer and healthier.

او تصمیم گرفت به یک برنامه تناسب اندام بپیوندد تا لاغرتر و سالم تر شود.

The new dress she bought makes her look slimmer.

لباس جدیدی که خریده است باعث می شود لاغرتر به نظر برسد.

He started eating smaller portions to become slimmer.

او شروع به خوردن وعده های کوچکتر کرد تا لاغرتر شود.

She has been following a strict diet to achieve a slimmer waistline.

او در حال پیروی از یک رژیم غذایی سخت برای دستیابی به کمر باریک تری است.

The actress lost weight and became visibly slimmer for her movie role.

بازیگر وزن کم کرد و برای نقش فیلم خود به طور قابل توجهی لاغرتر شد.

He is determined to get slimmer before his high school reunion.

او مصمم است قبل از دیدار مجدد دبیرستانش لاغرتر شود.

She tried various slimming products to achieve a slimmer physique.

او محصولات لاغر کننده مختلفی را برای دستیابی به اندام لاغرتر امتحان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید