toned arms
بازوهای خوشفرم
toned body
بدن خوشفرم
toned legs
پاهای خوشفرم
toned abs
شکم خوشفرم
toned physique
اندام خوشفرم
toned muscles
عضلات خوشفرم
toned silhouette
سیلوئت خوشفرم
toned waist
کمر خوشفرم
toned glutes
باسن خوشفرم
toned appearance
ظاهر خوشفرم
she has a toned physique from her regular workouts.
او بدنی ورزیده و خوشتناج دارد که نتیجه تمرینات منظمش است.
he prefers a toned look rather than a bulky one.
او ترجیح میدهد ظاهری خوشتناج داشته باشد تا حجیم.
yoga helps in keeping the body toned and flexible.
یوگا به حفظ تناسب و انعطافپذیری بدن کمک میکند.
she follows a diet to maintain her toned abs.
او برای حفظ عضلات شکم خوشتناجش، رژیم غذایی را دنبال میکند.
his toned arms are a result of consistent weight training.
بازوهای خوشتناج او نتیجه تمرینات منظم با وزنه است.
to achieve a toned body, one must balance exercise and nutrition.
برای داشتن بدنی خوشتناج، باید بین ورزش و تغذیه تعادل برقرار کرد.
the fitness program promises to help you get toned in weeks.
برنامه تناسب اندام قول میدهد که در عرض چند هفته به شما کمک کند تا خوشتناج شوید.
she uses resistance bands to keep her legs toned.
او از کشهای مقاومتی برای خوشتناج نگه داشتن پاهایش استفاده میکند.
his toned back is a result of his dedication to swimming.
پشت خوشتناج او نتیجه تعهدش به شنا است.
many people aspire to have a toned body for summer.
بسیاری از مردم آرزو دارند برای تابستان بدنی خوشتناج داشته باشند.
toned arms
بازوهای خوشفرم
toned body
بدن خوشفرم
toned legs
پاهای خوشفرم
toned abs
شکم خوشفرم
toned physique
اندام خوشفرم
toned muscles
عضلات خوشفرم
toned silhouette
سیلوئت خوشفرم
toned waist
کمر خوشفرم
toned glutes
باسن خوشفرم
toned appearance
ظاهر خوشفرم
she has a toned physique from her regular workouts.
او بدنی ورزیده و خوشتناج دارد که نتیجه تمرینات منظمش است.
he prefers a toned look rather than a bulky one.
او ترجیح میدهد ظاهری خوشتناج داشته باشد تا حجیم.
yoga helps in keeping the body toned and flexible.
یوگا به حفظ تناسب و انعطافپذیری بدن کمک میکند.
she follows a diet to maintain her toned abs.
او برای حفظ عضلات شکم خوشتناجش، رژیم غذایی را دنبال میکند.
his toned arms are a result of consistent weight training.
بازوهای خوشتناج او نتیجه تمرینات منظم با وزنه است.
to achieve a toned body, one must balance exercise and nutrition.
برای داشتن بدنی خوشتناج، باید بین ورزش و تغذیه تعادل برقرار کرد.
the fitness program promises to help you get toned in weeks.
برنامه تناسب اندام قول میدهد که در عرض چند هفته به شما کمک کند تا خوشتناج شوید.
she uses resistance bands to keep her legs toned.
او از کشهای مقاومتی برای خوشتناج نگه داشتن پاهایش استفاده میکند.
his toned back is a result of his dedication to swimming.
پشت خوشتناج او نتیجه تعهدش به شنا است.
many people aspire to have a toned body for summer.
بسیاری از مردم آرزو دارند برای تابستان بدنی خوشتناج داشته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید