slinks

[ایالات متحده]/slɪŋks/
[بریتانیا]/slɪŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مخفیانه یا پنهانی حرکت کردن؛ زودتر از موعد به دنیا آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

slinks away

دور می‌شود

slinks back

برمی‌گردد

slinks off

دور می‌شود

slinks past

کنار می‌گذرد

slinks in

وارد می‌شود

slinks out

خارج می‌شود

slinks around

چک چک می‌کند

slinks by

کنار می‌گذرد

slinks away quietly

به آرامی دور می‌شود

slinks into shadows

وارد سایه‌ها می‌شود

جملات نمونه

the cat slinks through the tall grass.

گربه از میان علف‌های بلند به آرامی می‌گذرد.

he slinks away when he sees the teacher.

وقتی معلم را می‌بیند، به آرامی دور می‌شود.

the thief slinks into the shadows.

سارق به آرامی وارد سایه‌ها می‌شود.

she slinks back to her seat after the presentation.

او پس از ارائه، به آرامی به جای خود باز می‌گردد.

the dog slinks around the corner, looking for food.

سگ به آرامی دور پیچ می‌رود و دنبال غذا می‌گردد.

he slinks into the room, trying not to attract attention.

او به آرامی وارد اتاق می‌شود و سعی می‌کند توجه کسی را جلب نکند.

the mouse slinks away when the light turns on.

وقتی چراغ روشن می‌شود، موش به آرامی دور می‌شود.

she slinks past the group, hoping not to be noticed.

او به آرامی از کنار گروه عبور می‌کند و امیدوار است کسی متوجه نشود.

the kitten slinks behind the sofa to hide.

بچه گربه برای پنهان شدن به آرامی پشت مبل می‌رود.

he slinks into the party late, feeling awkward.

او دیر در مهمانی ظاهر می‌شود و احساس ناراحتی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید