sneaks up
خفیه میرود
sneaks out
خفیه بیرون میرود
sneaks in
خفیه وارد میشود
sneaks away
خفیه دور میشود
sneaks past
خفیه از کنار میگذرد
sneaks around
خفیه میچرخد
sneaks a peek
خفیه نگاه میکند
sneaks back
خفیه برمیگردد
sneaks through
خفیه از میان عبور میکند
sneaks into
خفیه وارد میشود
the cat sneaks up on the unsuspecting mouse.
گربه به آرامی به موش غافلگیر نزدیک میشود.
he sneaks a peek at the surprise party preparations.
او نگاهی به آمادگیهای مهمانی غافلگیرانه میاندازد.
she sneaks out of the house to meet her friends.
او برای دیدن دوستانش از خانه بیرون میرود.
the dog sneaks into the kitchen looking for food.
سگ به دنبال غذا به آشپزخانه میخزد.
he sneaks in a quick workout before dinner.
او قبل از شام یک تمرین سریع انجام میدهد.
she sneaks a smile at her crush from across the room.
او از آن طرف اتاق با کسی که دوستش دارد لبخند میزند.
the child sneaks a cookie from the jar when no one is watching.
بچه وقتی کسی نگاه نمیکند، یک بیسکویت از ظرف میدزدد.
he sneaks a note into her backpack to say he likes her.
او یک یادداشت را در کولهپشتی او میگذارد تا به او بگوید که به او علاقه دارد.
she sneaks around the corner to surprise her friend.
او برای غافلگیر کردن دوستش دور گوشه میرود.
the thief sneaks through the window to avoid detection.
دزد برای اینکه دستگیر نشود از پنجره وارد میشود.
sneaks up
خفیه میرود
sneaks out
خفیه بیرون میرود
sneaks in
خفیه وارد میشود
sneaks away
خفیه دور میشود
sneaks past
خفیه از کنار میگذرد
sneaks around
خفیه میچرخد
sneaks a peek
خفیه نگاه میکند
sneaks back
خفیه برمیگردد
sneaks through
خفیه از میان عبور میکند
sneaks into
خفیه وارد میشود
the cat sneaks up on the unsuspecting mouse.
گربه به آرامی به موش غافلگیر نزدیک میشود.
he sneaks a peek at the surprise party preparations.
او نگاهی به آمادگیهای مهمانی غافلگیرانه میاندازد.
she sneaks out of the house to meet her friends.
او برای دیدن دوستانش از خانه بیرون میرود.
the dog sneaks into the kitchen looking for food.
سگ به دنبال غذا به آشپزخانه میخزد.
he sneaks in a quick workout before dinner.
او قبل از شام یک تمرین سریع انجام میدهد.
she sneaks a smile at her crush from across the room.
او از آن طرف اتاق با کسی که دوستش دارد لبخند میزند.
the child sneaks a cookie from the jar when no one is watching.
بچه وقتی کسی نگاه نمیکند، یک بیسکویت از ظرف میدزدد.
he sneaks a note into her backpack to say he likes her.
او یک یادداشت را در کولهپشتی او میگذارد تا به او بگوید که به او علاقه دارد.
she sneaks around the corner to surprise her friend.
او برای غافلگیر کردن دوستش دور گوشه میرود.
the thief sneaks through the window to avoid detection.
دزد برای اینکه دستگیر نشود از پنجره وارد میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید