slothful

[ایالات متحده]/ˈslɒθfəl/
[بریتانیا]/ˈsloʊθfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تنبل; غیرفعال; بی‌تفاوت; کسالت‌آور

عبارات و ترکیب‌ها

slothful behavior

رفتار تنبلی

slothful attitude

نگاه تنبل

slothful habits

عادت‌های تنبلی

slothful lifestyle

سبک زندگی تنبل

slothful student

دانشجوی تنبل

slothful work

کار تنبل

slothful pace

سرعت تنبل

slothful response

پاسخ تنبل

slothful nature

طبع تنبل

slothful mind

ذهن تنبل

جملات نمونه

his slothful attitude towards work is affecting his performance.

نگاه بی‌انگیزه‌اش به کار، عملکرد او را تحت تاثیر قرار داده است.

being slothful can lead to missed opportunities in life.

بی‌حالی می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌های زندگی شود.

she realized that her slothful habits were holding her back.

او متوجه شد که عادت‌های بی‌حالی‌اش مانع پیشرفت او شده‌اند.

slothful behavior can be detrimental to your health.

رفتار بی‌حالی می‌تواند برای سلامتی شما مضر باشد.

his slothful nature made him procrastinate on important tasks.

طبع بی‌انگیزه‌اش باعث می‌شد کارهای مهم را به تعویق بیاندازد.

they warned him that being slothful would lead to regrets.

به او هشدار دادند که بی‌حالی منجر به پشیمانی خواهد شد.

slothful individuals often miss out on exciting adventures.

افراد بی‌حالی اغلب ماجراجویی‌های هیجان‌انگیز را از دست می‌دهند.

to overcome slothful tendencies, set small daily goals.

برای غلبه بر تمایلات بی‌حالی، اهداف کوچک روزانه تعیین کنید.

his slothful approach to fitness resulted in poor health.

رویکرد بی‌انگیزه‌اش به تناسب اندام منجر به سلامتی ضعیف شد.

slothful students often struggle to keep up with their studies.

دانشجویان بی‌حالی اغلب برای همگام شدن با تحصیلات خود تلاش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید