slothful behavior
رفتار تنبلی
slothful attitude
نگاه تنبل
slothful habits
عادتهای تنبلی
slothful lifestyle
سبک زندگی تنبل
slothful student
دانشجوی تنبل
slothful work
کار تنبل
slothful pace
سرعت تنبل
slothful response
پاسخ تنبل
slothful nature
طبع تنبل
slothful mind
ذهن تنبل
his slothful attitude towards work is affecting his performance.
نگاه بیانگیزهاش به کار، عملکرد او را تحت تاثیر قرار داده است.
being slothful can lead to missed opportunities in life.
بیحالی میتواند منجر به از دست دادن فرصتهای زندگی شود.
she realized that her slothful habits were holding her back.
او متوجه شد که عادتهای بیحالیاش مانع پیشرفت او شدهاند.
slothful behavior can be detrimental to your health.
رفتار بیحالی میتواند برای سلامتی شما مضر باشد.
his slothful nature made him procrastinate on important tasks.
طبع بیانگیزهاش باعث میشد کارهای مهم را به تعویق بیاندازد.
they warned him that being slothful would lead to regrets.
به او هشدار دادند که بیحالی منجر به پشیمانی خواهد شد.
slothful individuals often miss out on exciting adventures.
افراد بیحالی اغلب ماجراجوییهای هیجانانگیز را از دست میدهند.
to overcome slothful tendencies, set small daily goals.
برای غلبه بر تمایلات بیحالی، اهداف کوچک روزانه تعیین کنید.
his slothful approach to fitness resulted in poor health.
رویکرد بیانگیزهاش به تناسب اندام منجر به سلامتی ضعیف شد.
slothful students often struggle to keep up with their studies.
دانشجویان بیحالی اغلب برای همگام شدن با تحصیلات خود تلاش میکنند.
slothful behavior
رفتار تنبلی
slothful attitude
نگاه تنبل
slothful habits
عادتهای تنبلی
slothful lifestyle
سبک زندگی تنبل
slothful student
دانشجوی تنبل
slothful work
کار تنبل
slothful pace
سرعت تنبل
slothful response
پاسخ تنبل
slothful nature
طبع تنبل
slothful mind
ذهن تنبل
his slothful attitude towards work is affecting his performance.
نگاه بیانگیزهاش به کار، عملکرد او را تحت تاثیر قرار داده است.
being slothful can lead to missed opportunities in life.
بیحالی میتواند منجر به از دست دادن فرصتهای زندگی شود.
she realized that her slothful habits were holding her back.
او متوجه شد که عادتهای بیحالیاش مانع پیشرفت او شدهاند.
slothful behavior can be detrimental to your health.
رفتار بیحالی میتواند برای سلامتی شما مضر باشد.
his slothful nature made him procrastinate on important tasks.
طبع بیانگیزهاش باعث میشد کارهای مهم را به تعویق بیاندازد.
they warned him that being slothful would lead to regrets.
به او هشدار دادند که بیحالی منجر به پشیمانی خواهد شد.
slothful individuals often miss out on exciting adventures.
افراد بیحالی اغلب ماجراجوییهای هیجانانگیز را از دست میدهند.
to overcome slothful tendencies, set small daily goals.
برای غلبه بر تمایلات بیحالی، اهداف کوچک روزانه تعیین کنید.
his slothful approach to fitness resulted in poor health.
رویکرد بیانگیزهاش به تناسب اندام منجر به سلامتی ضعیف شد.
slothful students often struggle to keep up with their studies.
دانشجویان بیحالی اغلب برای همگام شدن با تحصیلات خود تلاش میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید