slouching

[ایالات متحده]/ˈslaʊtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslaʊtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن حالت افتاده یا تنبلی

عبارات و ترکیب‌ها

slouching posture

حالت بد نشستن

stop slouching

حالت بد نشستن را متوقف کن

slouching shoulders

شانه‌های افتاده

slouching down

به سمت پایین خم شدن

slouching habit

عادت بد نشستن

avoid slouching

از حالت بد نشستن خودداری کن

slouching body

بدن خمیده

slouching position

وضعیت بد نشستن

slouching chair

صندلی بد

slouching forward

به سمت جلو خم شدن

جملات نمونه

he was slouching in his chair during the meeting.

او در حال خمیده نشستن روی صندلی در طول جلسه بود.

slouching can lead to back pain over time.

خمیده نشستن می‌تواند در طول زمان باعث درد کمر شود.

she noticed him slouching while he was studying.

او متوجه شد که او در حال خمیده نشستن در حالی که درس می‌خواند.

try not to slouch when you're sitting at your desk.

سعی کنید وقتی روی میز خود می‌نشینید خمیده ننشینید.

his slouching posture made him look unconfident.

حالت خمیده نشستنش باعث شد که اعتماد به نفس نداشته به نظر برسد.

she was always slouching, which affected her confidence.

او همیشه خمیده می‌نشست که این موضوع بر اعتماد به نفسش تأثیر گذاشت.

slouching can affect your breathing and energy levels.

خمیده نشستن می‌تواند بر تنفس و سطح انرژی شما تأثیر بگذارد.

he caught himself slouching and straightened up immediately.

او متوجه شد که دارد خمیده می‌نشیند و بلافاصله صاف شد.

parents often tell their kids to stop slouching.

والدین اغلب به فرزندان خود می‌گویند که خمیده نشستن را متوقف کنند.

slouching is a common habit among teenagers.

خمیده نشستن یک عادت رایج در بین نوجوانان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید