hunching over
پرخاشتگی
hunching shoulders
پرخاشتگی شانه ها
hunching posture
وضعیت پرخاشتگی
hunched over
پرخاشتگی
hunching his back
پرخاشتگی پشت او
hunching forward
پرخاشتگی به جلو
hunching shoulders up
پرخاشتگی شانه ها به بالا
hunched figure
شکل پرخاشتگی
hunching slightly
پرخاشتگی کمی
hunching down
پرخاشتگی به پایین
he was hunching over his desk, completely absorbed in his work.
او با پشت خم شدهای در میزش نشسته بود و کاملاً در کارش غرق بود.
the old man was hunching slightly due to years of carrying heavy loads.
آقای باسن با خم شدن کمی پشت خود بود که به دلیل سالها حمل بارهای سنگین بود.
she noticed the child hunching his shoulders as he walked down the street.
او متوجه شد که کودک در حال خم شدن شانههایش بود وقتی در خیابان پیاده روی میکرد.
avoid hunching your back when using a computer for long periods.
از خم شدن پشت خود در زمانهای طولانی استفاده از کامپیوتر خودداری کنید.
the dancer's posture was perfect, without any hunching or stiffness.
وضعیت پرستار ناشی از رقص کاملاً ایدهآل بود بدون هیچ خم شدن یا سختی.
he started hunching over after spending hours reading in a dimly lit room.
پس از چند ساعت خواندن در یک اتاق نور ضعیف، او شروع به خم شدن پشت خود کرد.
the weightlifter's hunching posture strained his lower back.
وضعیت خم شدهی نیروی وزنبرداری، پشت پایین او را تحت فشار قرار داد.
try to stand up straight instead of hunching your shoulders forward.
به جای خم شدن شانههای خود به جلو، سعی کنید مستقیم ایستاده باشید.
the detective was hunching over the evidence, searching for clues.
دزدگرد در حال خم شدن پشت خود روی شواهد بود و در جستجوی اطلاعات بود.
he had a bad habit of hunching over when he was nervous.
او عادت بدی داشت که وقتی ناراحت بود، پشت خود را میخمید.
the ergonomic chair helped prevent him from hunching while working.
کریس ارگونومیک کمک کرد تا در حال کار کردن از خم شدن پشت خود جلوگیری کند.
hunching over
پرخاشتگی
hunching shoulders
پرخاشتگی شانه ها
hunching posture
وضعیت پرخاشتگی
hunched over
پرخاشتگی
hunching his back
پرخاشتگی پشت او
hunching forward
پرخاشتگی به جلو
hunching shoulders up
پرخاشتگی شانه ها به بالا
hunched figure
شکل پرخاشتگی
hunching slightly
پرخاشتگی کمی
hunching down
پرخاشتگی به پایین
he was hunching over his desk, completely absorbed in his work.
او با پشت خم شدهای در میزش نشسته بود و کاملاً در کارش غرق بود.
the old man was hunching slightly due to years of carrying heavy loads.
آقای باسن با خم شدن کمی پشت خود بود که به دلیل سالها حمل بارهای سنگین بود.
she noticed the child hunching his shoulders as he walked down the street.
او متوجه شد که کودک در حال خم شدن شانههایش بود وقتی در خیابان پیاده روی میکرد.
avoid hunching your back when using a computer for long periods.
از خم شدن پشت خود در زمانهای طولانی استفاده از کامپیوتر خودداری کنید.
the dancer's posture was perfect, without any hunching or stiffness.
وضعیت پرستار ناشی از رقص کاملاً ایدهآل بود بدون هیچ خم شدن یا سختی.
he started hunching over after spending hours reading in a dimly lit room.
پس از چند ساعت خواندن در یک اتاق نور ضعیف، او شروع به خم شدن پشت خود کرد.
the weightlifter's hunching posture strained his lower back.
وضعیت خم شدهی نیروی وزنبرداری، پشت پایین او را تحت فشار قرار داد.
try to stand up straight instead of hunching your shoulders forward.
به جای خم شدن شانههای خود به جلو، سعی کنید مستقیم ایستاده باشید.
the detective was hunching over the evidence, searching for clues.
دزدگرد در حال خم شدن پشت خود روی شواهد بود و در جستجوی اطلاعات بود.
he had a bad habit of hunching over when he was nervous.
او عادت بدی داشت که وقتی ناراحت بود، پشت خود را میخمید.
the ergonomic chair helped prevent him from hunching while working.
کریس ارگونومیک کمک کرد تا در حال کار کردن از خم شدن پشت خود جلوگیری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید